صائن الدين على بن تركه

69

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

بدان است و مفصح به انضمام در آن . اما اولا از براى آنكه صورت جمعيت كل است چنانچه در جايش مبيّن گشته ، و اما ثانيا از براى آنكه بسى از اصول علوم حقيقى مبتنى بر آن مرتبه است كه صورت تثليث برزخ البرازخ است ، چنانچه « 1 » هم ايشان فرموده باشند : فاشخاصنا « 2 » خمس و خمس و خمسة * عليهم ترى امر الوجود يقوم اين است تحقيق اعداد نماز و بيان كميت آن بر سبيل اجمال . و اما بيان تفصيل آن و تحقيق اختصاص هريك از اوقات « 3 » به عددى معين چون موقوف بيان معنى اوقات و ديگر اركان است بعد از اين خواهد آمدن . در اينجا بيان آن متصور نمىشود . گفتار سوم - در بيان اركان وضعى نماز ، و آن عبارت از هيئتى است كه پيكر مصلى را پيدا مىشود ، بعضى اجزاى آن پيكر بر بعضى ديگر ؛ و اول آن وضع « 4 » قيام است عند الاستقبال و آخر آن سلام به يمين و شمال ؛ و اين گفتار مشتمل بر دو وصل است : وصل اول - در بيان معنى آن اوضاع مطلقا . حال آنكه در صناعت حكمت مبيّن گشته كه جهت حقيقى در ميانهء اين جهات شش‌گانه دو است : اول طرف بلندى محيط كه مستنزه اطلاق و ما منه حركت انزالى كتابى « 5 » است ، و دوم پستى مركز كه مضيق قيود و ما اليه آن حركت مذكور است . و هم چنانچه اول محل فيضان آثار وجودى شده و مصدر احكام آن ، چون علم و مبدئيّت و قدمت و ساير اوصاف ثبوتى كه مترتب بر آن

--> ( 1 ) - ن : هم چنانچه . ( 2 ) - ن : و اشخاصنا . ( 3 ) - ن : از اوقات و ديگر اركان به عددى معين چون . ( 4 ) - دم : وضع و قيام است . ( 5 ) - ن : كتاب است .