خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )

مقدمهء كتاب 82

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )

1 . استعمال ياء شرطى : « هرگاه توجه به روحانيت . . . حكيم ترمذى نموده شدى ، اثر آن توجه بىصفتى محض بودى » ( 25 ) . 2 . جمع آوردن صيغهء فعل براى احترام و تفخيم : « بعد از واقعه‌يى كه خواجهء امام . . . در ترمذ به او نموده بودند » ( 46 ) 3 . استعمال فعل شروعى « گرفتن » : « ظاهر شدن گرفت » ( 18 ) ، « تخم ذكر درو پاشيدن گيرد » ( 32 ) ، « صورتهاى نيكو نمودن گيرد » ( 40 ) . 4 . استعمال متمم به صورت مصدرى : « نفى بايد كردن » ( 29 ) ، « تواند روى گردانيدن » ( 31 ) ، « بايد كوشيدن » ( 32 ) ، « نبايد مشغول شدن » ( 32 ) ، « خواهى رسيدن » ( 46 ) ، « تن در مىبايد دادن » ( 56 ) ، « مىبايد . . . تسليم تصرفات غيب بودن » ( 56 ) . 5 . فاصله افكندن در ميانهء اجزاء فعل مركب : « هرگاه توجه به روحانيت قدوة الاولياء خواجه محمد على حكيم ترمذى قدس اللّه روحه نموده شدى » ( 25 ) . 6 . به كار بردن « نمودن » در معنى « كردن » به صورت فعل معين : اقدام نمودن ( 7 ) ، اجتناب نمودن ( 9 ) ، مشاهده نمودن ( 9 ، 34 ) ، قصد نمودن ( 9 ) ، توجه نمودن ( 17 ) ، ترقى نمودن ( 22 ) ، انتقال نمودن ( 27 ) ، سعى نمودن ( 28 ) ، التفات نمودن ( 20 ) ، تجلى نمودن ( 35 ) ، اقتصار نمودن ( 42 ) ، اعتماد نمودن ( 45 ) . . . 7 . « فرمودن » بمعنى گفتن بسيار به كار رفته است ، از جمله ص 5 ، 9 ، 11 21 ، 25 ، 32 ، 37 ، 38 ، 42 ، 44 ، 45 ، 57 ، 68 . . . گاه نيز « فرمودن » به صورت فعل معين استعمال شده است : رجوع فرمودن ( 65 ) . . . 8 . « بود » ( بضم اول و فتح ثانى ) كمتر به كار رفته است ( از جمله ص 4 ، 22 ، 26 ، 30 ، 31 ) ، و بجاى آن اكثرا « باشد » استعمال شده . افعال التزامى نيز همه جا با « باشد » ساخته شده است . 9 . جز چند مورد كه « آمدن » در ساخت افعال ديده مىشود ( چون : حاصل آمدن 31 ، 32 ، 34 ) در همه جا ( چه در افعال مركب و چه در صيغه‌هاى مجهول ) « شدن » به كار رفته است : نموده شدى ( 25 ) ، ديده شد ( 29 ، 46 ) ، دانسته شد ( 29 ) . . .