خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )

مقدمهء كتاب 24

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )

ديدن سيد نعمة اللّه « كسوت نقشبندى فرود آورده ، به كسوت شاه درآمد « 1 » » . از سوى ديگر مىبينيم كه مولانا عبد الرحمن جامى در كتاب نفحات الانس كه ترجمهء احوال بسيارى از مشايخ متأخر را ذكر كرده است ، هيچ نامى از سيد نعمت اللّه ولى و اصحاب و خلفاى او نبرده است . * در عصر تيمورى تشيع اندك اندك رواج مىيافت . ايلغار مغولان و سقوط خلافت بغداد ( در سال 656 ) و حكومت غير متعصب ايلخانان و نبودن تقييدات مذهبى « 2 » ، ميدان را براى جولان شيعيان باز كرده بود . تيمور خود حنفى مذهب بود ، ولى با شيعيان ايران و عراق به مدارا رفتار مىكرد « 3 » . مرگ تيمور و پيدايش - ملوك‌الطوايفى مجال بيشترى به شيعه داد . و خصوصا در ميان صوفيه تشيع بيش از پيش راه يافت . تصوف و تشيع بهم درآميختند و صوفيانى متشيع ظهور كردند . نه تنها تشيع معتدل اماميه ، بلكه عقايد حاد غلاة شيعه نيز به بعضى از مكتبهاى صوفيگرى راه يافت . شورشها و نهضتهاى اين عهد تحت لفاف تشيع بود ، و يا تصوف ، و يا تركيبى از هر دو . فكر مهدويت نيز در آن ميان نقشى گران داشت . چند تن از صوفيان شيعى مذهبى كه درين زمان قيام كرده بودند ، دعوى مهدويت نيز داشتند . فضل اللّه استرآبادى ( 740 - 804 ) پيشواى حروفيه قطبيت تصوف را با مهدويت تشيع بهم درآميخت و در 786 مهدويتش را بخواص مريدان اعلام كرد و بيعت گرفت و قيام كرد . . . سيد محمد نوربخش ( 795 - 869 ) پيشواى صوفيان نوربخشى نيز قطبيت و مهدويت را با يكديگر فراهم آورده بود و در 826 در ختلان دعوتش را آشكار كرد . ولى ناكام و نامراد شكست خورد و كشته شد . و او مىخواست همان

--> - و اگر چنين اتفاق افتاده بود و او از سلسلهء نقشبندى خارج شده بود ، جامى و كاشفى او را جزء مشايخ نقشبندى ذكر نمىكردند . ( 1 ) - مناقب حضرت شاه نعمة اللّه ولى / 182 . و نيز رك ص 77 . ( 2 ) - يكى از اصول ياساى چنگيزى آزادى مذهب بود و تساوى همهء طوايف و مذاهب و فرق ( جهانگشاى جوينى تصحيح قزوينى 1 / 18 ) . ( 3 ) - براى تفصيل درين باب رك : الفكر الشيعى و النزعات الصوفية : كامل مصطفى الشيبى ( بغداد 1966 ) / 167 - 175 .