خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )

مقدمهء كتاب 25

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )

كارى را بكند كه قرنى بعد صوفيان صفوى كردند . . . خلاصه در عهد تيمورى تشيع بر تصوف سايه‌اى گسترده بود . صوفيان علوى بسيار شده بودند . عقايد غلاة در ميان بعض صوفيه راه يافته بود . برخى از درويشان مقيد به آداب شرع و عرف نبودند . و اين همه مسلمانان معتقد و پيروان سنت و جماعت را بيمناك كرده بود كه مباد آثار شريعت و سنت از ميان برود . و چنان كه قبلا اشاره كرديم طريقهء نقشبندى عكس العملى بود در برابر اين اوضاع . طريقه‌يى كه سنى خالص است و اساس آن حفظ آداب شريعت است و تقيد به سنت و دورى از بدعت . و گفتيم كه طريقهء نقشبندى يك جريان اصلاحى در تصوف و دين بود . بهاء الدين همهء آداب و رسوم و شعائر رائج صوفيه را چون ذكر جلى و خلوت و عزلت و سماع و . . . را ملغى كرد ، و هرچه را از دايرهء مسلمانى بيرون بود و رنگى از بدعت داشت باطل شمرد . و لذا بهاء الدين را برخى « مجدد مائهء ثامنه » شمرده‌اند . طريقهء نقشبندى در سرزمين‌هاى سنىنشين ماوراءالنّهر و خراسان بسرعت رواج يافت . و مكتبى شد در مقابل صوفيان شيعى و قلندران اباحى ، و حصارى براى حفظ شريعت و سنت از هجوم عقايد شيعيان و اباحتيان و زنديقان . خواه ناخواه صوفيان شيعى يا متمايل به تشيع با نقشبنديان روابط خوشى نداشته‌اند ، و در آثارشان از طعن و دق فروگذار نكرده‌اند . قاضى نور اللّه شوشترى ( 956 - 1019 ) از مؤلفان متعصب شيعه كه اكثر عرفا و صوفيه را به ادنى مناسبتى - و گاه بىهيچ مناسبتى - به تشيع منتسب داشته ، از نسبت دادن نقشبنديه به تشيع عاجز مانده است ؛ و با آنان خصومت نموده و گمراهشان شمرده است « 1 » . و نيز سيد محمد نوربخش پيشواى نوربخشيه - كه از صوفيان شيعى مذهب‌اند - در يكى از مكاتيب خود بر سلسلهء نقشبنديه تعريضى دارد « 2 » . نعمةاللهيان متأخر نيز كه شيعى مذهب شده بودند « 3 » ، هم بسبب كدورتى كه در

--> ( 1 ) - مجالس المؤمنين ( طهران 1299 ق ) / 256 . ( 2 ) - ايضا / 257 ( 3 ) - شاه نعمة اللّه ولى خود سنى بوده است . و در فروع ، مذهب ابو حنيفه داشته . در اشعارش ( ديوان / 484 ) از رفض تبرى جسته و چهار يار را ستوده است : رافضى كيست دشمن بو بكر * خارجى كيست دشمنان على