خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )
مقدمهء كتاب 21
قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )
سعد الدين كاشغرى و عبد الرحمن جامى طريقه نقشبندى را در عاصمهء هرات بيش از پيش رواج دادند ، و هرات يكى از مراكز تجمع نقشبنديان شد . در سمرقند اگرچه در زمان خواجه نظام الدين خاموش ، نقشبنديان اندك نبودند ، ولى پس از مهاجرت خواجه عبيد اللّه احرار بدانجا ، نقشبنديان سمرقندى بسيار شدند و سمرقند در عهد سلطنت سلطان ابو سعيد و سلطان احمد تيمورى مجمع و مركز صوفيان نقشبندى شد . در هرات ( و نيز ديگر بلاد خراسان و ماوراءالنّهر ) جز نقشبنديان صوفيان و درويشان ديگر هم بودند . بسيار هم بودند . در آن عهد بازار تصوف برواج بود . در هرات تيمورى سه عارف بزرگ مىزيستند : شيخ بهاء الدين عمر ( متوفى 857 ) و شيخ زين الدين خوافى ( متوفى 838 ) و سيد قاسم انوار ( متوفى 835 ) . و هر سه مريدان بيشمار داشتند و نفوذ و قدرت بسيار . شيخ زين الدين خوافى بر طريقهء سهرورديه بود و بهاء الدين عمر از سلسلهء كبرويه . و هر دو - خاصه زين الدين - از صوفيان متشرع ميانهرو بودند . و بمانند نقشبنديان در نزد امراى تيمورى مقرب و معزز بودند . و از ارباب حل و عقد بشمار بودند . ولى قاسم انوار مشربى و ديدى گستردهتر داشت ، چندانكه گاه سبب رميدن كوتهبينان مىشد « 1 » . تندرويهاى او و بىاعتنايىاش به امرا و صدور ، او را از دستگاه تيموريان دور داشته بود ؛ على الخصوص پس از كارد زدن احمد لر به شاهرخ ( در روز جمعه 23 ربيع الآخر 830 ) ، كه پاى قاسم انوار هم به ميان كشيده شد ، و به بهانهء ارتباط احمد لر با او ، از هرات به سمرقند تبعيد شد « 2 » . بهاء الدين عمر و زين الدين خوافى روابط خوشى با قاسم انوار نداشتند و رقابتى و خصومتى در ميانشان بود « 3 » . ولى نقشبنديان با وجود اختلاف مشرب ، قاسم انوار را بزرگ مىشمردند و مىستودند . به روايت عبيد اللّه احرار ، سيد قاسم انوار در حوالى باورد با خواجه بهاء الدين نقشبند ملاقات كرده بوده و ازو طريقه
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به داستان شيخ صفى الدين الحى ( يا : ابحى ) با او ؛ مجالس النفائس : امير علىشير نوائى ( تهران ، 1323 ) / 183 . ( 2 ) - روضات الجنات 2 / 84 - 86 . ( 3 ) - رشحات / 240 - 241 .