خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )

14

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )

فرمودند و در آن خطبه چنين گفتند : أمّا بعد فإنّ اللّه - عز و جلّ - اتّخذ صاحبكم خليلا و لو كنت متّخذا أحدا خليلا لاتّخذت ابا بكر خليلا . و در حديثى ديگر فرموده است : إنّ اللّه - عزّ و جلّ - اتّخذ إبراهيم خليلا و موسى نجيّا و اتّخذنى حبيبا ، ثمّ قال : و عزّتى لأوثرنّ حبيبى على خليلى و نجيّى . مضمون اين دو حديث آن است كه اهل بصيرت و ارباب تحقيق گفته‌اند : « خلت » عبارت است از دو مقام : يكى نهايت مرتبهء محبى ، و اين معنى مرادست در حديث دوم ؛ و ديگر نهايت درجات و مراتب محبوبى ، و مراد اين معنى است در حديث اول . و هيچ كس را با حضرت رسالت - صلى اللّه عليه و سلم - درين مرتبه شركت نيست . و لفظ « مقام محمود » مشعر به اين نهايت و به اين درجهء كمال است . و آنكه فرمود : « اگر كسى را درين مقام خاص با من شركت بودى ابو بكر را بودى » دليل است بر آنكه ابو بكر - رضى اللّه عنه - بحسب ولايت و علم باطن كه علم باللّه است اكمل و افضل و اعظم و اعلم اولياى امت است ، بل كه اكمل همهء صديقان است بعد از پيغامبران ؛ و صديق اكبرست . و كبراى اهل بصيرت را - قدس اللّه ارواحهم - برين معنى اجماع است . و اين معنى به كلى دفع خيال كسانى مىكند كه بر خلاف اين اعتقاد دارند ، و افضليت او را تأويل كرده‌اند و به وجهى ديگر گفته . و از آنچه مذكور گشت از احوال حضرت خواجهء ما - قدس اللّه روحه و نور ضريحه - درين محل ، و از بيان سلسلهء مشايخ ايشان - قدس اللّه ارواحهم - معلوم مىگردد كه ايشان را طريقهء اويسيان بوده است . و بسيارى