شمس الدين محمد تبريزى مغربى

49

ديوان كامل شمس مغربى ( بانضمام رساله جام جهان نما ) ( فارسى )

[ ديوان شمس مغربى ] مقدمه منثور ديوان شمس مغربى بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ « * » الحمد اللّه الذى انشأ عروض الكون بسببى الجسم الثقيل و الروح الخفيف و فرق و جمع بوتدى المفروق و المجموع بين اللطيف و الكثيف و اخرج من فاصله صغرى العالم فاصله كبرى آدم ، فجعله جامعا بين الخسيس و الشريف و صلى اللّه على المقصود من نظم ديوان العالم ، و المراد من انشاء بيت آدم محمد و آله و صحبه و سلم اما بعد در بدء حال پيش از حل و تر حال كه هنوز لطيفه ربانى رحمانى به حجب نورانى روحانى و جسمانى ظلمانى محتجب بود و در درياى لاهوتى در صدف ناسوتى محتبس بود و مسافر ازلى از غريبستان ابدى به حكم ، كما بداكم تعودون به وطن و مسكن مالوف ، واحدى واحدى خود باز نگشته بود كه گه‌گاهى از براى تفريج كربت ، و دفع هموم غربت ، عزلى چند طرب‌افزاى شادىبخش غم‌فرساى گفته شدى و به الماس طبيعت از براى گوش و گردن اين دور افتاده از عالم حقيقت ، در ناسفته‌اى چند سفته ، كشتى چون طفل عالم جان و دل در مهد آب و گل از خواب غفلت بيدار شد و از آن مستى و سرخوشى هشيار گشت و دايگان تربيتش به لبان محبت و معرفت پروردند و مربيان مشفق آن پرورده را در ميان آوردند و از حجور

--> ( * ) مقدمه با نسخه‌هاى ملك مجلس سپهسالار تطبيق شده است .