شمس الدين محمد تبريزى مغربى

38

ديوان كامل شمس مغربى ( بانضمام رساله جام جهان نما ) ( فارسى )

فاتح باب شفاعت خاتم ختم رسل * آنكه فتح و ختم شد او را مسلم اين بود آخر سابق كه نحن الآخرون السابقون * آنكه در كل آمد و بر كل مقدم اين بود . با ختم نبوت كه احمد خاتم آن است اولياء وى دور تازه‌اى آغاز كرده‌اند كه وصول ولايت مىبايد از راه كشف و تجلى گذشت . رسيده است به صحت ز راه كشف و تجلى * مر اين حديث كه از مغربى كنند روايت اگر تو طالب سر ولايتى بطلب * ز مغربى كه درين روزگار پيدا شد مرد كامل از نظر مغربى در هر دوره هست و ظهور مىكند و اين ظهور متوالى است هر چند دور نبوت و پيغمبرى گذشته ولى ولايت پايان پذيرفتنى نيست . . مغربى خود را از اولياء مىداند سر ولايت را مىداند . اگر زمان نبوت گذشت و دور رسل * ولى ظهور ولايت درين زمانه ما است كليد مخزن اسرار مغربى دارد * چو مدتى است كه او خازن خزانه ما است انسان كامل بايد دل را كه آئينه كامل رخسار اوست پاك و مصفا دارد و ارزش خود را درك كند و بشناسد چون مظهر خداست نجاتش از خود است و هلاكش از خود عين نور بسيط و موج بحر محيط است . وفات مؤلف روضات الجنان در باب تاريخ وفات مغربى و چگونگى آن حكايتى دارد كه نكاتى از زندگى شاعر را نيز روشن مىكند