شمس الدين محمد تبريزى مغربى

37

ديوان كامل شمس مغربى ( بانضمام رساله جام جهان نما ) ( فارسى )

انسان كامل مسئله عمده در تفكر عرفانى مغربى مسئله مقام انسانى است در ارتباط با خدا و با كائنات مغربى آدم را مظهر جام جهان‌نماى وجود مىداند و در حقيقت آئينه‌اى مىشمرد كه براى جلوه دادن اسماء آفريده شده است در جام جهان‌نما حقيقت انسانى را عبارت از برزخى مىداند كه فاصل و جامع قوسين احديت و واحديت است و چون نسخه مجموع كائنات است از فلك و ملك بالاتر است 1 * محى الدين در فصوص ( فص حكمت الهيه در كلمه آدم ) گويد آدم حقيقتى است كه از دو صورت حق و خلق فراهم آمده و آن دو دو دست خداوندند . و براى همين آدم خليفه خداست و او شايسته است كامل باشد خداوند صورت ظاهرى آدم را از حقايق و صور عالم پديد آورده و صورت باطن او را بر صورت خود آفريد و به همين دليل درباره او فرمود كنت سمعه و بصره 2 * در مقدمه شرح قيصرى چنين آمده است و مرتبه انسان كامل عبارة عن جميع المراتب الهيه و الكونية من العقول و النفوس الكلية و الجزئية و مراتب الطبيعة الى آخر تنزلات مرتبه انسان كامل ختمى محمدى كه از آن تعبير به مرتبه عمائيه نموده‌اند و جامع جميع مراتب الهيه و كونيه از عقول و نفوس عالم برزخ و مثال و عالم طبع ماده است و اين حقيقت ( انسان كامل ) محاذى و مضاهى مرتبه الهيه است 3 * لاهيجى در تفسير شعر زير از شبسترى گويد نبوت را ظهور از آدم آمد * كمالش در وجود خاتم آمد چون حقيقت نبوت را مظهر اول آدم بود هرآينه مبدا و مظهر نور ظهور صفات كمال نبوت آن حضرت شد و هر يكى از انبيا كه در اين دايره واقعند مظهر صفتى از صفات كمال حقيقت نبوت‌اند و تكامل اجزاء دايره نبوت به نقطهء آخر است كه وجود شريف حضرت محمد است و نحن الآخرون و السابقون به سبب اين جامعيت است 4 *