شمس الدين محمد تبريزى مغربى
33
ديوان كامل شمس مغربى ( بانضمام رساله جام جهان نما ) ( فارسى )
حق تعالى است همانطور كه محى الدين گويد سبحان من جعل الاشياء و هو عينها هر جزو كه هست عين كل است * اشياء چه بود ظلال اسماء اسما چه بود ظهور خورشيد * خورشيد جمال ذات و الا ز روى ذات برافكن نقاب اسما را * نهان باسم مكن چهره مسما را نقاب برفكن از روى و عزم صحرا كن * ز كنج خلوت وحدت دمى تماشا را هست يك عين اينهمه اعيان * يك مسماست اينهمه اسماء شيئى واحد بگو كه چون گرديد * عين هستى جمله اشياء قيصرى در شرح فصوص دراينباره گويد وجود چون نور محض است و خورشيد تابان كه تابش ذرات دو كون هويدا شده و از سايه او اشياء پديدار گشته و خود در زير سايه پنهان مانده اگر بىنقاب ديده شود چشم را خيره مىكند و جميع اشياء محو با لذات مىگردند . حجاب او اسماء و صفات اويند ، او واحد كثيرنما است كه ذات و اسم و نعت و عقل و نفس ، جملگى نقش تعينات اويند ، ذات او از جسم و جان و نفى و اثبات بيرون است به عبارتى او عنقاى مغرب است و خلقت سايه او و سايه حجاب عنقاست همانطور كه محى الدين در فصوص دارد وحدت و كثرت از لوازم حقيقت وجودند به اعتبار تجلى و ظهور متعدد در مراتب و اكوان و اعيان 1 * شمس مغربى در جام جهاننما نيز دراينباره گويد هنوز حكم ظهور در بطون و واحديت در احديت مندرج بود ، و هر دو در سطوت وحدت مندمج ، نام عينيت و غيريت و اسم و رسم و نعت و صفت و ظهور