مجهول

60

خلاصه شرح تعرف ( فارسى )

از آن بعد ، بعدتر است . و « كل » ورا گرد نيايد از بهر آن كه كل اسمى است كه واقع شود بر جماعت و جماعت بيش از يكى بايد و ما بر يگانگى [ وى ] « 1 » دليل قايم كرديم . و « كان » ورا هست نكند از بهر آن كه كان عبارت است از بوده و گذشته اشارت به ماضى دارد و آن چه كان به وى اشارت كند ، امروز معدوم بايد تا اشارت كان درست آيد و چون حق تعالى هميشه بود و هميشه باشد كان را به وى اشارت نماند . و « نيستى » ورا گم نگرداند يعنى روا نباشد كه هرگز نباشد كه ليسيّت ، نابودن تقاضا كند يا بوده نيست گشتن ، و هست‌كننده نابوده چون باشد و نيست‌كننده نيست چون باشد . و « پوشيدگى » مر او را نپوشاند يعنى از آن ظاهرتر است كه هرگز پوشيده گردد . در هر چه مىنگرى صنع وى است و صنع آيينهء صانع است ، اندر صنع صانع را مىتوان ديدن [ و ] « 2 » هرگز پوشيده نگردد . « متقدم » است قدم وى مر محدثات را . و اين از بهر آن گفت كه محدثات را قديم گويند از بهر تقدم بعضى بر بعضى ؛ و لكن آن قديمى باشد مقيد و قدم خداى تعالى قدمى است مطلق ، لا اول له و « هستى » وى متقدم است بر همه عدم‌ها ، يعنى بود پيش از محدثات ، و پيش از محدثات عدم بود . متقدم بود « ازليت » وى بر غايت‌ها . يعنى به هر غايتى كه اشارت

--> ( 1 ) - در متن از قلم افتاده و در شرح تعرف هست . ( 2 ) - با توجه به ص 134 شرح تعرف و سياق سخن حرفى كه در قلاب نهاده شده ضرورى به نظر آمده است و ساقط از نسخهء حاضر .