مجهول

59

خلاصه شرح تعرف ( فارسى )

باطل شد كه ورا اين صفت باشد ، و نيز برداشتن چيزى مر چيزى را جسمين بايد : جسمى حامل و جسمى محمول و ما تباه كرديم معنى جسم اندر پيش . و هيچ « برابر » با وى برابرى نكند از بهر آن كه مقابله ميان دو چيز باشد كه هر دو اندر دو مكان باشند [ و ] « 1 » ميان ايشان بعد و مسافت بود ، و چون مقابله بود شايد كه برگردند يا « 2 » مدابره گردد و چون مر حق را مكان نيست و صفت بعد و مسافت نيست و صفت مدابره نيست روا نبود كه با چيزى مقابله بود . « عند » با وى مزاحمت نكند از بهر آن كه دو شىء اندر يك مكان بايد تا درست آيد گفتن كه : كان هذا عند ذاك ، و حق را عز و جلّ مكان روا نيست . و ورا « خلف » نگيرد يعنى ورا به خلف صفت كردن روا نباشد از بهر آن كه اين صفت چيزى باشد كه به وى اختلاف احوال روا باشد و بر حق تعالى حال روا نيست ، اختلاف احوال چگونه روا باشد . و شايد كه خلف را معنى آن باشد كه جاى وى بگيرد و از اين معنى خلف را خلف « 3 » گويند و خداى عز و جلّ فرمود : وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً « 4 » . و « امام » ورا حد نباشد از بهر آن كه امام پيش باشد و چيزى كه مستحق شود صفت امام را مستحق شود صفت خلف را ؛ چون حق تعالى محدود نيست ورا امام و خلف محال است . و « قبل » مر او را پيدا نكند كه به هر قبلى كه اشارت كنى وى از آن قبل قبل‌تر است . و هيچ « بعد » ورا فانى نكند كه به هر بعدى كه اشارت كنى وى

--> ( 1 ) - در متن از قلم افتاده است و در شرح تعرف هست . ( 2 ) - در شرح تعرف : تا آمده و صحيح همان است . ( 3 ) - از اين معنى مر خلفت را خليفه گويند شرح تعرف ص 132 ( 4 ) - قرآن آيهء 62 سورهء 25 الفرقان .