مجهول
41
خلاصه شرح تعرف ( فارسى )
صفه بود ، بدين معنى ايشان را صوفى خواندند . و هركه نام ايشان را از صفوت گيرد يا از صفا ، عبارت از سرها و باطنهاى ايشان كند . و اين از بهر آن است كه هركه دنيا بهجاى ماند و اندر وى زاهد گردد و روى از وى بگرداند ، خداى عز و جلّ سر ورا پاكيزه گرداند و دل ورا روشن گرداند . مصطفى فرمود صلوات اللّه عليه : چون روشنايى به دل اندر آيد گشاده گردد و فراخ گردد . گفتند : علامت اين چيست يا رسول اللّه ؟ فرمود كه : دور شدن از سراى فريب و بازگشتن به سراى جاويد « 1 » . و فرمود عليه السلام : هركس كه دور شود از دنيا ، حق تعالى دل وى روشن گرداند . و حارثه گفت : چون مصطفى - صلوات اللّه عليه - از وى پرسيد كه حقيقت ايمان تو چيست ، گفت : دنيا از پيش دلم برخاست و شب را در بىخوابى گذاشتم و روز در تشنگى گذاشتم و يكسان گشت نزد من ، سنگ و زر و سيم و كلوخ ، و چنانستى كه گويى مىبينمى عرش خداوند خويش را آشكارا ، و چنانستى كه گويى مىنگرمى به هر امتى كه ايشان را به نامه خواندن همىخوانند ، و پندارى همىنگرمى اندر بهشتيان كه يك ديگر را زيارت همىكنند ، و پندارى همىنگرم به دوزخيان كه بانگ همىكنند ؛ مصطفى صلى اللّه عليه و سلم فرمود كه : ديدى ، استوار باش . پس فرمود كه : هركس دوست دارد كه بنگرد بندهاى را كه حق تعالى روشن گردانيده است دل وى ، گو : در حارثه نگر . خبر داد كه دل وى منور است . و اين گروه را نيز نورى خوانند از بهر اين اوصاف كه ياد كرديم . و اين ديگر از اوصاف اهل صفه است : خداوند تعالى بستود مر اهل صفهء پيغمبر را صلوات اللّه عليه به پاكى ؛ فرمود كه : ايشان مردانىاند
--> ( 1 ) - پس از اين جمله در متن التعرف ص 23 عبارت ذيل آمده است كه در خلاصه نيست : و الاستعداد للموت قبل نزوله ترجمهء آن به نقل از شرح تعرف ج 1 ص 63 چنين است : [ استعداد و آمادگى كردن مرگ را پيش از آمدن مرگ . ]