مجهول
16
خلاصه شرح تعرف ( فارسى )
همه جا به شكل همزه ( سريا ) آمده است مانند : نامهاء به جاى نامهاى گفتهاء به جاى گفتههاى وجههاء به جاى وجههاى مقامهاء به جاى مقامهاى 8 - انفصال و اتصال « با » در آغاز كلمه تابع قاعدهء مخصوصى نيست گاه منفصل نوشته مىشود مانند : به آسانى ، به ايشان ، به سلطان ، به بزرگ داشت و مانند اينها . گاه متصل نگاشته آمده است چون : به بزرگوارى ، به بزرگى ، بجبارى ، بذات ، بصفتها ، به دوستان ، بوى و از اين قبيل . همچنين است حال حرف نفى كه گاه جدا از كلمه نوشته مىشود و گاه پيوسته بدان . 9 - « را » در آخر كلمه خاصه پس از الف و نون جمع بيشتر متصل نوشته مىشود و گاه منفصل مانند : ايشان را ، لطيفان را ، عاصيان را و گاه : پيغامبران را ، بزرگان را . همچنين است وضع علامت جمع « ها » كه غالبا به كلمه مىپيوندد مانند : صفتها ، نشانيها ، كتابها ، تباهيها ، سلطانها و نظاير آن . 10 - سرهم نوشتن يا جدا جدا نوشتن كلمات تابع هيچ قاعدهاى نيست و شواهد بسيار براى هر دو مورد وجود دارد چون : آنكسها ، علمست ، آنكس ، كه خواهد ( كه خواهد ) كباشد ( كه باشد ) و صورت جدا نوشتهء همين كلمات و نظاير آنها . 4 - مختصات دستورى 1 - جمع بستن جمعهاى عربى مانند : اهواها ، صدورها ، اصواتها ، اشخاصها معانىها ، احكامها ، شرائطها ، كتبها ، اخبارها ، ملوكها و نظائر . آنگاه نيز كلمات عربى را با علائم جمع فارسى آورده است مانند : نبيان ، مرسلان و امثال آن . 2 - جمع آوردن كلمه بعد از « همه » : « همه اصواتها بشنود و هيچ بر وى پوشيده نگردد ، همه اشخاصها ببينند و هيچ از وى غايب نگردد » . 3 - مطابقهء صفت و موصوف در افراد و جمع به سبك عربى : « پاك گردانيد از پليدىهاى نفسها سرهاى ايشان را - خداوندان فضلهايند و نورهاى دليلهايند » . 4 - الحاق علامت تفضيل به آخر « اولى » بر خلاف قاعدهء عربى و به رسم ديگر