محمود بن عثمان

73

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى )

گفته‌اند ، سى هزار بار ؛ و بعضى كه انفاس ايشان در ذكر دايما مستغرق گشته بود به دويست هزار بار رسانيده‌اند . و جملهء مشايخ مثل ، چون شيخ جنيد و شيخ سرى سقطى و شيخ معروف كرخى ، قدّس اللّه ارواحهم ، با اصحاب خلوت تقرير كرده‌اند كه مىبايد كه در هر يك شبانه‌روز « 1 » معيّن باشد كه چند هزار بار ذكر مىگويند ، تا كاهلى به يك‌بارگى دفع شود و خود را بازشناسد كه چگونه در متابعت ارباب خلوات كه بوده‌اند موافقت مىبايد كرد . و در اشارات مشايخ چنين مىفرمايند كه ذاكر اگرچه سال‌هاى بسيار ذكر به شمار كرده باشد ، مىبايد كه مغرور نشود و نگويد كه اين زمان محتاج نيستم كه ذكر به تسبيح بشمارم كه عادت مستحكم شد ؛ و چون جملهء اوقات مشغول ذكر شده‌ام ، چه محتاج تسبيح شمردن . بلكه اگر ترك تسبيح شمردن بكند ، كاهلى در وى پديد آيد و خطر است كه از مقامات اهل ذكر محروم بماند . مخلص اين مطلوب كه آن است كه ياران ما به اين خلوت كه مىنشينند بايد كه دانند كه كارى [ مختصر « 2 » ] نيست و نسبت خود به اوليا كردن چنين به آسانى كار برنمىآيد . بايد كه هر يكى با نفس خود تقرير كنند كه اگر در اين خانقاه خواهى بودن ، مجاهده و رياضتى و مداومتى در ذكر پيش گيرند تا از احوال اهل حضور و مراقبت نصيبى يابند . و به اين نام راضى نباشند كه ما به خلوت نشستيم و مدتى در خانقاه مشايخ بوديم ، كه اگر كسى مدتى در خانهء طبيبى بنشيند و دارويى كه طبيب فرمايد نخورد و طمع دارد كه از مرضى كه دروست شفا يابد ، يقين كه اين معنى طمعى فاسد است . و اگر كسى گويد كه فلان كس با من در خانهء طبيب بود و او صحّت يافته است و از اين رنج‌ها كه در وجود من هست هيچ درو مانده است ، چرا از وجود من اين رنج و مرض زائل نشده است . جواب او اين است كه اى مسكين ، چون دارو كه طبيب فرمود نخوردى و به قول طبيب كار نكردى ، از نشستن تو در خانهء طبيب هيچ منفعت حاصل نيامد ؛ و از آن دارو كه رفيقان تو در خانهء طبيب خوردند امكان نيست كه در وجود تو تأثيرى پيدا گردد . نمىبينى كه سيّد انبيا ، صلى

--> ( 1 ) . در متن : شبانروز . ( 2 ) . در متن : مختر .