محمود بن عثمان
50
مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى )
صحبت مىداشتم و از صحبت او بسيار فايدهها يافتم . و پدرم ، رحمة اللّه عليه ، در زمان طفلى مرا به خدمت شاه عاشقان ، شيخ عبد اللّه بليانى ، قدّس اللّه سرّه ، برد و موى مرا برداشت . و شيخ عبد اللّه عمّ شيخ الاسلام بود . و در آن طفلى هرگاه كه شيخ عبد اللّه ديدى ، برفتى و دست شيخ را بوسه دادى ؛ و شيخ عبد اللّه در حق وى نوازش فرمودى و گفتى : شاد آمدى اى شيخ شهر و رستاق . شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : چون قرآن تمام بخواندم ، آنگاه به تحصيل علم مشغول شدم و از استادان كه تعليم علم شيخ كردندى اوّل شيخ على بود كه پدر شيخ الاسلام بود ، قدّس اللّه روحهما . ديگر فقيه عثمان كهفى بود ، رحمة اللّه عليه . و او استاد فقه شيخ بود . و ديگر مولانا رشيد الدين احمد بود ، عليهالرحمه . و او استاد حديث بود . ديگر استادان علم شيخ در سيرت بزرگ شيخ مذكور است ، و رياضتها و مجاهدات كه شيخ ، قدّس اللّه روحه ، در زمان تحصيل علم كشيده بود ، آنجا « 1 » مسطور است . و شيخ ، قدّس اللّه روحه ، بسيار فرمودى كه كمال علم در عين نامرادى حاصل توان كرد با وجود جدّ و جهد و طلب و غربت و از خويش و اقربا دور بودن . و شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : بركت علم در زمان يافتم كه از براى آن سفر كردم و در ميان جماعتى ناشناخت به تحصيل مشغول شدم ؛ و به دو روز و سه روز مىرسيد كه چيزى نخورده بودم و هيچكس از آن واقف نبودى ؛ روغن چراغ نيز نداشتم ، و به سقايهها مىرفتم و به روشنايى چراغ آنجا تكرار مىكردم ؛ و مرا از دنيايى آن مقدار نبود كه اگر شبى محتلم شدى ، به مزد گرمابه دادمى ؛ بلكه در قلب زمستان هم در آن سقايه به آب سرد غسل كردمى . و هر كس كه خواهد كه از علم بهرهء تمام يابد چنين بايد كرد و باللّه التوفيق .
--> ( 1 ) . منظور كتاب جواهر الامينية است .