فريدون بن احمد سپهسالار
79
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
نقلست : وقتى كه حضرت خداوندگار ما در محروسهء حلب به مدرسهء حلاويه 202 نزد مولانا اكمل الدين 203 « 1 » بن عديم ، كه علامهء عالم بود و در فقه و تفاسير و اصول نظير نداشت ، به تحصيل مشغول بودند مدرس چون در جبين مبارك ايشان آثار رشد و هدايت مشاهده مىكرد ايشان را اعزاز و اكرام عظيم مىفرمود و شفقت و دلبستگى مبذول مىداشت و از باقى اقران برگزيده و بوقت تدريس همگى رجوع بديشان بودى . جماعت طلبه و شاگردان و شركا را بواعث حسد « 2 » در جوش مىآمد ، و هر - نوبت نزد مدرس زبان حسد « 2 » در حق حضرت ايشان دراز مىكردند و تشنيع مىنمودند كه : غريب و اعجمى را چندين اكرام و شفقت مىنمائى و در حق ما قطعا التفاتى ندارى . مذكور در تمهيد عذر مىگفت كه : چون آن عزيز را قابل مىبينم و مسائلى كه تقرير مىكنم او فهم مىكند و حركات و سكنات او را مجموع بر نهج شرع مىبينم و پيوسته احساس مىكنم كه به عبادت و رياضت مشغولست چگونه دربارهء او شفقت ننمايم ؟ تا يك نوبت جمعى به خدمتش آمدند و تقرير كردند كه : فلان را بعلم و تقوى منسوب كردهاى ، بهر شب « 3 » احساس مىكنيم كه قفل مدرسه را گشوده ، بيرون مىرود . تا روز هركجا كه مىخواهد مىگردد و باز صبح به مدرسه مىآيد . مدرس را اين كلمات عظيم مستحيل نمود ، چه اعتقاد دربارهء ايشان به مبالغه داشت . با خود انديشيد كه امشب به گوشهاى مخفى بنشينم ، تا كيفيت اين تحقيق كنم و بر آن قرار در حجره ساكن شد . چون شب گشت و هريك به حجرهء خويش رفتند و بوابان درهاى مدرسه را
--> ( 1 ) - خ ل : كمال الدين ( 2 ) - در اصل : جد ( 3 ) - خ ل : هر شب