فريدون بن احمد سپهسالار

73

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

[ نهايت سلوك ] و اما در تقرير آنكه نهايت سلوك كدامست و سالك جاهد سبل حقيقى را كمال در كدام مقامست اگرچه سلوك نهايت ندارد ، « فيا لها قصة فى شرطها طول » ، بدان اى طالب تحقيق كمال ، لا زال عين الكمال عن ملاحظة ذاتك كليلا ، كه چون عنايت رب العزت سالك را رفيق مىگردد بعد از سير فى اللّه ، كه انتهاى سلوكست ، از عالم محو و اتحاد در عالم صهو و اثبات 186 ، كه ابتداى مقامات انبياست ، مىرساند و زمام حل و عقد جميع عباد را به دو مفوض مىگرداند و در زمين او را بنيابت خود قائم مىكند و بتدريج او را به نقطهء قطبى مىرساند ، تا اول فيضى كه از عرش نازل گردد بر دل او منزل شود و بعد ازو بر وزراء او يمين و يسار ، بعد از آن الاقرب فالاقرب ، تا همهء عالميان از وجود او فيض و بهره يابند و اكتساب كمالات از درون مبارك او كنند و عالم هرگز بىوجود قطب خالى نخواهد ماند 187 و چگونه بماند ؟ كه عماد و ركن عالم وجود اوست و به دو قائمست ، چون يكى از عالم فانى بعالم باقى رحلت فرمايد ديگرى را كه در قربت نقطهء وجود او باشد در آن مقام قائم دارند ، الى يوم القيامة « 1 » . اما بعضى از آن جمله خود را باهل تحقيق ظاهر گردانند و بعضى از آن جمله باشند « 2 » كه هيچ آفريده را بر ايشان وقوف و اطلاع نباشد ، چون حضرت خداوندگار ما قدس سره متجلى گشته بود بدين مقام و قطب وقت خويش گشته ، لاجرم در آن عهد مدار همه مشايخ و علما و حكما و امرا بر ذات مبارك ايشان بود و مصداق اين تقرير مىفرمايد بيض اللّه وجهه العزيز :

--> ( 1 ) - در اصل : القيمة ( 2 ) - در اصل : باشد