فريدون بن احمد سپهسالار
62
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
حق بوده باشد ، زيرا از شجر همين معنى رفته است ، قال اللّه تعالى : « فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ » 147 و خداوندگار ما هم درين معنى مىفرمايد : بيت درخت آتشين ديدم ندا آمد كه جانانم 148 * مرا مىخواند آن آتش مگر موسى عمرانم « دخلت التيه بالبلوى و ذقت المن و السلوى » * چهل سالست چون موسى بگرد اين بيابانم و جاى ديگر مىفرمايد قدس اللّه سره العزيز : تو آن نورى كه با موسى همىگفت 149 * خدايم من خدايم من خدايم بيت چون از شجره صادر مىگردد اگر از ايشان كه اشرف موجوداتاند و بهترين مظاهر ظاهر شود بطريق اولى ، چنان كه مىفرمايد : حق ز شجر گفت منم و آن شد مقبول همه * 150 گر ز بشر گويد اين دور مدارش زعمى و از سلطان العارفين بايزيد بسطامى 151 قدس اللّه روحه العزيز منقولست كه در حال استغراق فرمودى : « سبحانى ما اعظم شانى » و قطب وقت شيخ جنيد بغدادى 152 قدس سره العزيز « 1 » فرمودى : « ليس فى جبتى سوى اللّه » و ريحان رجال اللّه و قتيل فى سبيل اللّه حسين بن منصور حلاج رحمة اللّه عليه فرمود : « انا الحق » و امثال اين چنان كه از عزيزان منقولست و حضرت خداوندگار ما قدسنا اللّه بسره المقدس « 2 » چون در غايت اين مقام منزل فرموده بود و به اعلاى درجات رسيده لاجرم هر وقتى كه
--> ( 1 ) - خ ل : الغرر ( 2 ) - خ ل : العزيز