فريدون بن احمد سپهسالار

63

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

متحلى مىشد بدين صفات كلمات برين سياق بيان مىفرمود كه : از شربت اللهى و ز جام انا الحقى 153 * هريك بقدح « 1 » خوردند من با خم و قنينه و جاى ديگر مىفرمايد بيض اللّه وجهه : نه از خاكم نه از بادم * نه از آتش نه از آبم 154 و در مقامى ديگر مىفرمايد : آن چيز شدم كلى كو بر همه سوگندست 155 و در مقام ديگر مىفرمايد : من عيسى آن چرخم كز ماه گذر كردم * من موسى آن طورم كاللّه درين ژندست و در جاى ديگر مىفرمايد قدس سره : اين هيكل آدمست روپوش 156 * ما قبلهء جمله سجده‌هائيم « 2 » و باز مىفرمايد قدس سره : خانهء جسمم چرا سجده‌گه خلق شد * 157 زانكه بروز و به شب « 3 » بر در و ديوارم اوست و جاى ديگر مىفرمايد قدس اللّه روحه العزيز : منصور « 4 » اشارت كو از خلق بدار آمد 158 * از تندى « 5 » اسرارم حلاج زند دارم و قال قائل : همه دعا شده‌ام من ز بس دعا كردن 159 * كه هركه بيند رويم ز من دعا خواهد و امثال اين كلمات بسيار درين حال فرموده‌اند و سر حقايق اتحاد ، چنان كه ايشان بيان فرموده‌اند ، از هيچ كاملى منقول نيست . اما

--> ( 1 ) - خ ل : قدحى ( 2 ) - در اصل : سجدهايم ( 3 ) - در اصل : يروز به شب ( 4 ) - خ ل : حلاج ( 5 ) - در اصل : تندئى