فريدون بن احمد سپهسالار
48
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
محققان عهد بود بيتى چند از صفت شراب محبت كه در عهد الست نوش كرده بيان مىفرمايد : شربنا على ذكر الحبيب مدامة 107 * سكرنا بها من قبل ان يخلق الكرم و حضرت خداوندگار در بيان شراب و صفت سكرى كه ايشان را حاصل شده بود كلمات عالى انشا فرموده است و درين دو بيت اشارتى كه مىفرمايد اهل معرفت را سرمايهء تمامست : شعر ساقى جان خوبرو باده دهد سبوسبو 108 * تا سرو پاى گم كند زاهد مرتضاى من از كف خويش جستهام در تك خم نشستهام * تا همگى خدا بود حاكم و كدخداى من از اولياء اللّه و كاملانى كه صاحب سكر بودهاند امثال اين كلمات بسيار منقولست ، اما چون حضرت خداوندگار ما را تمكين درين حال از همه بيشتر بود كلماتش نيز از همه عالىتر و مقاماتش از همه شريف ترست ، چنان كه حضرتش مىفرمايد عظم اللّه ذكره « 1 » : شعر رندان خرابات بخوردند و برفتند 109 * مائيم كه جاويد بخورديم و نشستيم و امثال اين از حضرت ايشان بسيار منقولست ، بر سبيل نمودارى اين اين مقدار آورده شد كه ذكر رفت ، و اما چون مؤمن كامل از استغراق مجذوب مىگردد و از شراب وصل ممذوق گشته ، مست جمال و جلال مىشود چون از محل قرب بهخودىخود « 2 » كه عالم بشريتست نزول مى
--> ( 1 ) خ ل : كما قال رضى اللّه تعالى عنه ( 2 ) در اصل : به خودئى