فريدون بن احمد سپهسالار
41
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
بىچون متصل گشتندى . خود از نماز مقصود اتصالست ، كما قال : « الصلاة اتصال باللّه من حيث لا يعلم الظاهر » و حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم از سر اين نماز مىفرمايند كه : « لا صلاة الا بحضور القلب » و بكرات مختلف مشاهده رفت كه از اول عشا قيام كردى و تكبير بستى ، تا اول صبح به دو ركعت نماز مستغرق بودى و همچنان در ركوع و سجود يك روز تمام و يك شب مشاهده رفت كه مستغرق مىبودندى ، چنان كه مىفرمايد قدسنا اللّه بسره العزيز : چو « 1 » نماز شام هر كس بنهد چراغ و خوانى * 85 منم و خيال يارى غم و نوحه و فغانى چو وضو ز اشك سازم بود آتشين نمازم * در مسجدم بسوزد چو به دو رسد اذانى رخ قبلهام كجا شد كه نماز من قضا شد * ز قضا رسد هماره به من و تو امتحانى عجبا نماز مستان تو بگو درست هست آن * كه نداند او زمانى نشناسد او مكانى عجبا دو ركعتست اين عجبا چهارمست اين * عجبا چه سوره خواندم چو نداشتم زبانى در حق چگونه كوبم كه نه دست ماند و نى دل * دل و دست چون تو بردى بده اى خدا امانى به خدا خبر ندارم چو نماز مىگزارم « 2 » * كه تمام شد ركوعى كه امام شد فلانى يك نوبت در فصل زمستان در مدرسهاى كه متمكن بودند در اول شب بر فرش مدرسه به سجده رفته بودند و اشك بسيار از ديدهء مبارك روان
--> ( 1 ) در اصل : چون ( 2 ) در اصل : مىگذارم