فريدون بن احمد سپهسالار

36

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

صبر از دل من برده‌اى مست و خرابم كرده‌اى * كو علم من كو حلم من كو عقل زير كسار من امشب چو « 1 » باشد قرنها ننشاند اين نار و لظى * من آب گشتم از حيا ساكن نشد اين نار من و در غزلى ديگر مىفرمايد قدس اللّه سره : اگر خواب آيدم امشب سزاى ريش خود بيند * 73 بجاى مفرش و بالين همه مشت و لگد بيند چون خواب از تن آسانى و آسايش و ترطيب دماغ حاصل مىشود و اين جمله از كثرت مجاهده و رياضت « 2 » آن حصرت را نبود لاجرم در بىخوابى شان عظيم داشت و در آن حال ازيشان كلماتى عالى صادر گشته است ، چون اين رساله تحمل ذكر آن جمله نمىكند بدين مقدار اقتصار رفت . [ صوم مجاهده و جوع ] و اما در صوم مجاهده و جوع آيتى بودند ، چه آن مجاهده كه ازيشان مشاهده رفته است مقدور بشر نبود و به حقيقت تحقيق اين آيت كه حضرت عز اسمه در كلام مجيد خبر مىدهد كه : « أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ » 74 حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلم خبر مىدهند - كه : « الجوع طعام اللّه فى الارض يحيى به ابدان الصديقين » از حضرت ايشان كشف گشت و از معاملهء ايشان معاينه شد ، كما يبين شمة منه : بيت كسى كه شب بخرابات قاب‌قوسينست 75 * درون ديدهء پرنور او خمار لقاست

--> ( 1 ) در اصل : چه ( 2 ) خ ل : رياضات