فريدون بن احمد سپهسالار
291
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
خداى فرد و صمد را هزار گون خلقست * كه خلق و خلقت هريك چو نوش و نيش جداست خنك كسى كه ز نوشش نصيب يافت نه نيش * خنك كسى كه ورا از جفا نصيب وفاست هرآن يگانهء صفدر كزين دو هم بگذشت * ز لاى نفى مجويش كه و اصل الاست برون ز روز و شبست و ز سال و مه چون چرخ * خلاصهء دو جهانست و در قدم يكتاست محيط كون و مكانست و ز مكان بيرون * حيات حور جنانست و هم از آن بالاست زمين و چرخ و مكان و مه آفتابصفت * دليل گوهر ذات و صفات او درياست قفا بداد و سفر كرد شمس تبريزى * بگو مرا تو كه خورشيد را چه روى قفاست