فريدون بن احمد سپهسالار

278

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

ما گهريم اين جهان همچو زرى در امتحان * بر سر زر بريز زر گر تو نه‌اى محقرى شهوت حلق بىنمك شهوت فرج بس سبك * با سگ و خوك مشترك با خر و گاو همسرى نيست سزاى مهترى نيست هواى سرورى * همت شاه سنجرى قبله گه پيمبرى عشق و نياز و بندگى هست نشان زندگى * ور طلبى تجليى در نظرى و منظرى آب حيات جستنى جامه در آب شستنى * بر در دل نشستنى تا بگشايدت درى در طرب و معاشقه در نظر و معانقه * فرض بود مسابقه بر دل هر مظفرى نيست روش طرب طران بنگر سوى آسمان * در تك‌وپوى اختران هريك چون مسخرى روز نمودشان ببين شام كبودشان ببين * سير نقودشان ببين گرد سراى مهترى غارت و شارقان حق طالب و عاشقان حق * در تك‌وپوى و در سبق بىقدمى و بىپرى جان تقى فرشته‌اى جان شقى و رشته‌اى * نفس كريم كشتيئى نفس لئيم لنگرى گر مروى خور نگر شب روى قمر نگر