فريدون بن احمد سپهسالار

10

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

فصل دوم در ذكر مقامات حضرت سلطان العلماء بهاء الدين محمد الولد رضى الله عنه بيت اجرى « 1 » ده ارواحى و سلطان ابد * گرچه بلقب بهاء دينى و ولد مگذار كه شيشهء وفا درشكند * چون شيشه شكست پاى مستان بخلد پادشاهى بود كامل كشف و در همه علوم ظاهر و باطن بىنظير و ريان و دريائى « 2 » بود از معارف و حقايق بىساحل ، پسنديده و مقبول و محبوب همهء دلها بود و ورع و تقوى به‌غايت و رياضات بسيار و مجاهدات بىشمار داشت و بر همهء دلها مشرف بود و در محروسهء بلخ متمكن و از اقصاى خراسان فتاوى « 3 » مشكل به حضرت او آوردندى و او را از بيت المال مرسومى معين بود ، كه بامر شريعت معيشت از آنجا فرمودى و هرگز از وقف چيزى تصرف نكردى و در لباس و زى « 4 » دانشمندان بودى . هر روز از اول صبح تا بين الصلاتين خلايق را درس فرمودى و فوائد رسانيدى و بعد از نماز ديگر اصحاب و ملازمان را معارف و حقايق گفتى . روز دوشنبه و جمعه عامهء خلايق را موعظه فرمودى و سلطان سعيد جلال الدين محمد خوارزمشاه 16 انار اللّه برهانه از جملهء مريدان و معتقدان حضرت او بود و پيوسته به حضرت ايشان تردد كردى و در اكثر ايام بوقت موعظه با استادش « 5 » مولانا فخر الدين رازى رحمة اللّه عليهم بمجلس حاضر آمدندى . هيچ مجلس

--> ( 1 ) در اصل : اجرا ( 2 ) در اصل : درياى ( 3 ) در اصل : فتاواى ( 4 ) خ ل : و روش ( 5 ) در اصل : به استادش .