فريدون بن احمد سپهسالار

233

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

آسمان خود نگون ز من خيره است * كه چرا اين زبون نمىخسپد عشق بر من فسون اعظم خواند * جان شنيد اين فسون نمىخسپد باده نوشيد از لب دلدار * دل ازين‌پس فزون نمىخسپد اين يقينم شدست پيش از مرگ * كز بدن جان برون نمىخسپد ز آن دم نوش كز لبش بچشيد * گشت خندان كنون نمىخسپد هين خمش كن باصل راجع شو * ديدهء راجعون نمىخسپد ز اقتضاهاى شمس تبريزى * جان من ذو فنون نمىخسپد