فريدون بن احمد سپهسالار
146
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
چلپى « 1 » را از غايت « 2 » روحانيات چنان عنايت « 3 » حاصل مىشد كه به كلى از هوش « 4 » مىرفت و تا ديرگه از ذوق و لطف آن حال مدهوش مىماند . چون به خويش آمدى سر به سجده نهاده ، اشك طوفانانگيز از ديده روان كردى و آفرين بر ذات پاك آن حضرت گفتى . بعد از نقل حضرت خداوندگار قدس سره در خلافت اختلاف افتاد . بعضى گفتند كه : حضرت چلپى آنچنان كه در حال حيات خداوندگار امامت و خلافت مىفرمود درين وقت هم به خلافت بيعت كنيم و او را قايممقام شيخ دانيم و وجود شريفش غنيمت شمريم . بعضى گفتند : هرچند اين راى صايبست . اما مثليست مشهور كه : « الشبل فى المخبر « 5 » مثل الأسد » ، حضرت سلطان الاولياء و المحبوبين بهاء الحق و الدين سلطان ولد قدس سره وارث علمى و صلبى حضرت خداوندگارست و خلاصهء محبوب اولياى كبار ، كاشف رموز حقايق و شارح معارف و دقايق ، ديباچهء نامهء الهيست و ملقن اسرار نامتناهى . در حال حيات خداوندگار اگرچه استعداد امامت و استحقاق رياست و استيهال شيخى اولياء كمل داشت ، اما بوجود شعشاع نور والدش طريق ادب مسلوك مىداشت . امروز كه آن « 6 » آفتاب شب ديجور روى در نقاب غيرت كشيد اين سلالهء ظاهر را كه سر اوست قايممقام شيخ مىدانيم . جمعى از عزيزان ، كه ناقدان بازار معرفت و صدرنشينان مسند طريقت بودند ، گفتند : ما عاشقان جگرسوخته را چه محل آن باشد كه در ميان جان و جانان فرق توانيم كردن ؟
--> ( 1 ) - در اصل : چلپى ( 2 ) - خ ل : عنايت ( 3 ) - خ ل : ذوق ( 4 ) - در اصل : هوس ( 5 ) - در اصل : المحير ( 6 ) - در اصل : كان