فريدون بن احمد سپهسالار
124
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
و از آن پا « 1 » از شهر رفت « 2 » . نقلست كه يك نوبت در راهى مىرفت . اميرى با خيل و حشم بديشان ملاقى شد . چون نظر بر همدگر افتاد آن امير « 3 » از دور سر اسب كشيده ، زمانى بسيار بايستاد . بعد از آن اشكريزان روان گشت . حضرت مولانا شمس الدين عظم اللّه ذكره بر زبان مبارك راند كه : « سبحان من يعذب عباده بالنعم » . اصحاب كيفيت آن را از بندگيش پرسيدند . فرمود كه : اين امير از جملهء اولياى پنهانست و درين لباس مستور چون مرا ديد تضرع كرد كه راه عبادت و سلوك را درين لباس جمع داشتن نمىتوانم ، از حق تعالى درخواه تا به كلى در لباس فقر درآيم و بدان لباس به فراغت به عبوديت پروردگار خويش مشغول شوم . چون مناجات كردم اشارت رسيد كه : او را هم در آن لباس عبوديت بايد كردن و نور ولايت را به كدورت امارت مجتمع داشتن . چون حال را مشاهده كرد نالان روان گشت و تن در مشقت داد . حضرت سلطان المحبوبين سلطان ولد قدس اللّه سره العزيز در مثنوى خويش 293 در ذكر مناقب حضرت ايشان مىفرمايد كه : عاشقان خدا را سه مرتبه است و معشوقان را سه مرتبه . منصور حلاج رحمة اللّه عليه در مقام عاشقى از مرتبهء اول بود . ميانهء آن عظيمست و آخرين عظيمتر . احوال و اقوال اين سه مرتبه در عالم ظاهر شد . اما آن سه مرتبهء معشوقان پنهانست ، از مرتبهء اولين عاشقان كامل و و اصل تنها نام شنيدند و در تمناى ديدارش بودند . از ميانه نام و نشان به كس نرسيد . از آخرين خود هيچ نشنيدند . مولانا شمس الدين تبريزى عظم اللّه ذكره سرور پادشاهان معشوقان
--> ( 1 ) - خ ل : جا ( 2 ) - خ ل : برفت ( 3 ) - در اصل : اميرى