فريدون بن احمد سپهسالار

110

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

قدسى « 1 » در مدت حيات حاصل گردانيده و قابل تجليات گشته ؛ چون نداى « ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً » به گوش هوش او رسد زود ازين مهبط خاك بر قبهء افلاك پرواز كرده ، « فى قناديل العرش عند مليك مقتدر » متمكن گردد و اگر از اهل شقاوت باشد و در زمان حيات غلام طبيعت و اسير شهوت گشته و پاى از جادهء شريعت بيرون نهاده و هواى دنيا را بر سراى عقبى و رضاى شيطان را بر خشنودى رحمان ، نعوذ باللّه من ذلك ، اختيار كرده باشد چون روز اجل برآيد و هنگام موعود فرارسد خواهد كه به فراديس عرش پرواز كند ، اما بواسطهء آنكه از عوارض طبيعت مزفت 266 گشته باشد و بصحبت جسم كثيف شده ، نتواند بعالم اصلى پرواز كردن ؛ او را در عين برزخ مقيد گردانند . پس يقين همه ارباب جود « 2 » گردد كه آدمى هرگز از تأثيرات و هواجس فلكى و حوادث نفاتى « 3 » محروس و مصون نخواهد بود و هرآينه قواى بشرى بيرون عمر طبيعى قيام نتواند كرد و البته ازين تركيب خالى ببايد شد . چه اگر بقاى اين وجود ممكن بودى افضل موجودات و اكمل كائنات عليه افضل الصلوات ، كه اعدل مزاج او را مسلم بود ، به طول عمر از همه ممتاز بودى و او نيز از حق دائما طلب بقاى نفس كردى . اما چون بنور معرفت و علم نبوت او را يقين گشته بود كه لقاى جمال و جلال سبحانى عز شأنه و عظم برهانه درين وجود ممكن نبود و تركيب اين هيئت كثيف محيط محيط مشاهدهء لقاى لطيف لطيف نخواهد شد ، بلكه خلقت « 4 » اين وجود را دانسته ، كه جهة ظهور نفع و ضرر و فرق خير و شر پديد آمده

--> ( 1 ) - خ ل : قدس ( 2 ) - خ ل : خرد ( 3 ) - خ ل : نفسانى ( 4 ) - خ ل : خلعت