نور الدين جعفر بدخشى
28
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
رازِ خود با هيچ كس هرگز نگفت * در شبا « 1 » روزى يكى ساعت نخفت ( ب ) « 2 » موج مىزد در دلش درياى راز * بود او سرّ حقيقى نى مجاز گرنه او بودى « 3 » نبودى خواب و خور * گرنه او بودى نبودى ماه و خور « 4 » گرنه او بودى ، نبودى واصلى * كار ما بودى همه بىحاصلى ( ل ) « 5 » گرنه او بودى كجا دُر تافتى « 6 » * جوهرِ عطار كى دريافتى خود جوانمردى چو او ديگر نبود * همچو او در مُلك يك صفدر نبود
--> ( 1 ) ل : شبان . ( 2 ) ب : برگ 7 ب . ( 3 ) ن : نه او بودى . ( 4 ) در ب : اين بيت « گرنه او بودى . . . ماه و خور » فاقد است . ( 5 ) ل : برگ 5 ب . ( 6 ) ن : ندارد . ب : در تاختى ، ل : در تافتى .