نور الدين جعفر بدخشى
282
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
و بعد از آن اتّعاظ « 1 » استعداد سفر ساخته آمد « 2 » از بهر رفتن به ولايت كنر « 3 » امّا حضرت شاه مظفر و سلطان منصّر مؤيد به تأييد احد ، جناب رفيع « 4 » ( گ ) شيخ محمّد « 5 » وفّقه اللّه تعالى بما يحبّ و يرضى از آن سفر مانع آمد به سابقهء قضا و قدر . و خدمت مولاى عظيم و مفخر كريم كه معروف است « 6 » به محمّد سرائى هميشه بادا محفوظ « 7 » به اسرار خدائى با جمعى از سعداى ديگر مشتاق « 8 » آن سفر اختيار كردند ( ت ) تا به ولايت كنر « 9 » و به لقاى تابوت معطر و صندوق منور ، مشرف آمدند و مظفر « 10 » و چون تابوت را از آن زمين برداشتهاند « 11 » بوى مشك ناب « 12 » به دماغ آن نيكبختان رسيده است . و اين فقير به حضرت « 13 » شاه ديندار « 14 » ، شيخ محمّد نامدار حاضر بود كه روزى « 15 » يكى از امراى آن حضرت « 16 » گفت كه عجب باشد ( ل ) « 17 » كه « 18 » تابوت سيّد را در هواى گرم بتواند آورد به سبب آنكه بوى گرفته باشد ( آ : برگ 101 الف ) لاجرم حضرت « 19 » ( ن ) « 20 » شاه فرمود كه اين « 21 » چنين سخن نشايد گفتن زيرا كه خدمت سيّد صاحب كمال بود و ما را اعتقاد آن است كه از تابوت سيّد بوى خوش آيد . و به تقريب اين سخن « 22 » اين فقير تقدير نمود كه صوفيه قدّس اللّه أسرارهم در كتب ذكر كردهاند كه :
--> ( 1 ) ل ، ن : اتعاظ پند گرفتن ( فرهنگ آنندراج ) ، گ : اتعاظ و ، ت : ايعاظ . ( 2 ) ل : اند . ( 3 ) ل : كنر ، آ ، ن : كبر . ( 4 ) آ : ندارد ، گ : « امّا . . . جناب » در حاشيه آمد ، گ : ص 486 . ( 5 ) گ ، ل : شاه شيخ محمّد ، « وفقه اللّه تعالى بما يحب و يرضى » ندارد . ( 6 ) گ ، ل : مولانا محمّد سرايى ( بجاى آن همه عبارت ) . ( 7 ) ل : باد محفوظ . ( 8 ) گ : مشاق ، ت : برگ 81 الف . ( 9 ) گ : كنر ( كنر نام ولايت است كه ما بين جلالآباد و پيشور ( پيشاور ) است . وفات حضرت امير كبير در آنجا شده است و از آنجا به ختلان آوردهاند . اين عبارت در حاشيه صفحه آمده است . ( 10 ) گ ، ل : ندارد . ( 11 ) ن : برداشتن . ( 12 ) آ : تابوت . ( 13 ) گ ، ل : به حضور . ( 14 ) گ ، ل : ندارد . ( 15 ) گ ، ل : ندارد . ( 16 ) گ ، ل : ايشان . ( 17 ) ل : برگ 69 الف . ( 18 ) آ ، ن : ندارد . ( 19 ) گ : « لاجرم حضرت » ندارد . ( 20 ) ن : برگ 126 ب . ( 21 ) آ : ندارد . ( 22 ) گ ، ل : سخن را . در ت نقطه حذف شده .