نور الدين جعفر بدخشى
251
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
و بار ديگر خواندن آغاز كرد و ليكن « 1 » چون به نصف رسيد ، خواب غلبه نمود « 2 » ، فلاجرم « 3 » بعضى از رفقا « 4 » به پاسبانى قيام نمودند . و چون چهار دانگ از شب بگذشت ، بعضى از رفقا ( گ ) « 5 » فرياد كردند كه از جانب ستوران مثل سگى سفيد در راه پيدا شد « 6 » و « 7 » اين فقير گفت كه از اين منزل « 8 » ( ل ) « 9 » بايد ارتحال « 10 » نمودن و « 11 » چون اندك مسافتى رفتند اين فقير زمانى توقف نمود ، پس آواز دادند كه زود بايد آمدن تا غول مضرت نرساند . و چون به رفقا « 12 » ( ن ) « 13 » وصول به حصول ( آ : برگ 89 الف ) پيوست « 14 » صوتى رفيع شديد و « 15 » با صداى « 16 » مهيب شنيد و پرسيد « 17 » كه اين چه صوت است ؟ گفتند اين صوت غول است و در حال مثل قطعهء صخرهء سفيد « 18 » پديد « 19 » آمد و بلندى « 20 » آن به قدر قدى بود و به سوى مردم روان شد ( ب ) « 21 » و چون نزديك آمد مثل آدم « 22 » مضخم ميانه بالا نمود و مويها بر بدن او مىنمود مثل موى بز و اين فقير ( ت ) او را « 23 » سوگند داد تا برود و « 24 » نرفت پس « حرز يمانى » خواندن آغاز كرد و بلند بخواند هم نرفت « 25 » و در بعضى راه « 26 » سايه بود و در بعضى « 27 » ماهتاب و چون در سايه « 28 » مىرسيدند غول نزديك مىآمد در ماهتاب دور مىرفت و نعره مىزد با هيبت « 29 » و صداى شديد در
--> ( 1 ) ت ، گ ، ل : ندارد . ( 2 ) گ ، ن : كرد . ( 3 ) گ ، ل : ندارد . ( 4 ) ل ، گ : رفيقان . ( 5 ) گ : رفيقان ، ص 468 . ( 6 ) آ ، ب ، سگى درآيد . گ ، ل : سگ . ( به جاى سگى ) . گ : سگ سفيد درآمد . ( 7 ) ل : ندارد . ( 8 ) ت ، ل : مقام ارتحال بايد نمودن . ( 9 ) ل : برگ 61 الف . ( 10 ) ارتحال . از مكان به مكانى ديگر شدن كوچ كردن ( لغتنامه دهخدا ) . ( 11 ) ل : ندارد . ( 12 ) گ ، ل : رفيقان . ( 13 ) ن : برگ 122 الف . ( 14 ) ن : حاصل آمد . گ : وصول حاصل رسيد . ( 15 ) ت ، ل : ندارد . ( 16 ) گ : صدايى . ( 17 ) ل ، ن : شنيده آمد و پرسيده شد از رفقا . گ : شنيده آمد پرسيده شد از رفيقان . ( 18 ) آ ، ب : صحره ، گ ، ل ، ن : از صخره سفيد . ( 19 ) ل : بديد . ( 20 ) ل ، گ : درازى . ( 21 ) ب : برگ 77 ب . ( 22 ) گ : آدميى . ( 23 ) ل : او ازو . ت ، گ : اين فقير چندانكه او ازو ، ت : برگ 68 ب . ( 24 ) آ : ندارد . گ ، ل : « تا برود و » را ندارد . ( 25 ) ل : ندارد ، گ : « و بلند بخواند هم برفت » ندارد . ( 26 ) آ : ماه . ( 27 ) ت ، گ ، ل : ندارد . ( 28 ) گ ، ل : به سايه . ( 29 ) ب : ندارد ، گ : با هيبت كه .