نور الدين جعفر بدخشى

194

خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )

و من تضرّع مىكنيم كه از آن نانها مرا بدهد « 1 » و نمىدهد و من به‌غايت ملول خاطر شدم و در عين اين ملالت بودم كه ناگاه حق‌گوى پيدا شد و التماس نمود از حضرت امير المؤمنين على ( ل ) « 2 » و اجابت نمود و مرا نانى داد . و اين خواب را نيز چون به حق‌گوى بگفتم « 3 » ، او گفت كه « 4 » چند روزى « 5 » شد كه از خدمت سيد درخواست كردم « 6 » كه آن عزيز را قبول بايد كردن و در صحبت شريف اجازت نمودن « 7 » وعده اجابت شده است و حق‌گوى نيز « 8 » آن « 9 » خواب را به خدمت سيادت تقرير كرده و بعد از ( ب ) « 10 » تقرير خواب فوطه در گردن كرده است بگريسته « 11 » و التماس قبول نمود و « 12 » حضرت سيادت فرمود « 13 » كه به گريستن حاجت نيست زيرا كه ( آ : برگ 63 الف ) من وعده كرده‌ام « 14 » كه آن عزيز در صحبت حاضر شود پس حق‌گوى شادمانه به نزديك اين فقير آمد و آنچه گذشته بود تقرير كرد و اين فقير را آن اضطراب از خاطر برفت و يقين شد كه ( ن ) « 15 » سيد مرد « 16 » خداى است تعالى كبرياءه و تبارك اسماءه « 17 » و طالب گشتم « 18 » كه باشد كه اين فقير مقبل آن جناب به قول « 19 » مباركش ميمون شود و به بشراى ملاقات بشير « 20 » آيد . و چون باز به چشم ناز « 21 » به حضرت سيادت « 22 » رفتم و در صحبت شريف شرف يافتم و دين را مريد شدن درخواستم به استفاضهء « 23 » علمى كه خير كثير پنداشتم بعد از آنكه عذر گذشته « 24 » خواستم و حضرت « 25 » سيادت فرمود كه اربعين رجبى نزديك است ،

--> ( 1 ) گ ، ل ، ن : به من بده . ( 2 ) ل : برگ 45 الف . ( 3 ) آ ، ب ، گ : گفتم . ( 4 ) ن : ندارد . ( 5 ) گ : روزى . ( 6 ) آ ، ل ، ن ، گ : مىكنم . ( 7 ) ب ، ل ، گ : دادن . ن : فرمودن . ( 8 ) گ : ندارد . ( 9 ) آ : اين . ( 10 ) ب : برگ 57 الف . ( 11 ) گ : بگريسته . ( 12 ) ب ، ل : ندارد . ( 13 ) ل ، گ : فرموده‌اند . ( 14 ) آ ، ب : ندارد . ( 15 ) ن : برگ 113 الف . ( 16 ) گ ، ل ، ن : خدمت سيد دوست . ( 17 ) گ ، ل : از « تعالى تا اسماءه » ندارد . ( 18 ) ل ، ن : گشت . گ : طالب آن گشت . ( 19 ) گ : به قبول . ( 20 ) گ : بصير ( در حاشيه قرار گرفته ) . ( 21 ) ب : به چشم باز . ن ، ل ، گ : باز به جناب . ( 22 ) ن : زيادت ( به جاى سيادت ) . ( 23 ) آ : افاضه ، ب ، ن : مثل متن . ل : به استفارء ( 24 ) گ ، ل : رفته . ( 25 ) گ : جناب ( به جاى حضرت ) .