نور الدين جعفر بدخشى

182

خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )

و پيش از اين ذكر كرده شد كه تحقيق اين مقامات جز به متابعت « 1 » شريعت حاصل نيايد زيرا كه شريعت قانون حكمت است و حكمت قانون همّت و همّت عبارت است از قدرت كاملهء « 2 » سلوك راه خداى تعالى « 3 » : مثنوى « 4 » نطفه « 5 » ملك جهانها همتست * پروبال مُرغ جانها همتست مرد همت باش تا راحت دهند * هر زمانى ملك صد شاهت دهند « 6 » هرك را يك ذره همت داد دست * گرد او خورشيد « 7 » زان يك ذره پست « 8 » هر كرا شد همت عالى پديد * هرچه جست آن چيز حالى شد « 9 » پديد « و اين قدرت « 10 » ( آ ، برگ 59 الف ) سرّ نعمت « 11 » جمعيت باشد كه ضد عذاب تفرقه است و جمعيت لحوق « 12 » قلب است به عرش يا لحوق عرش است « 13 » به قلب يا التقاء عرش است « 14 » به قلب ( ل ) « 15 » در ميان راه « 16 » به‌واسطهء صعود انوار قلبيه و هبوط انوار عرشيّه « 17 » » .

--> ( 1 ) ب : متابعت . ( 2 ) گ : جاملى بر . ( 3 ) فوائح الجمال ، ص 35 : و اعلم أن الشريعة قانون الحكمة و الحكمة قانون الهمة و هى القدرة بلسان القوم . ( 4 ) آ ، ن ، گ : نظم . ( 5 ) ب ، گ : نقطه . گ : در حاشيه « نطفهء » ( 6 ) آ ، ب ، ل : اين شعر را ندارد و زيادت از روى ن . ( 7 ) ن : خرشيد ( به جاى خورشيد ) . ( 8 ) گ : هرك را يك ذره همت داده است * گرد او خورشيد ازو يك ذره است ( 9 ) آ ، ت ، ل : شد حالى پديد . ( 10 ) آ : قدر ( بجاى قدرت ) . ( 11 ) ب ، ن ، ل : ندارد . ( 12 ) ل ، گ : طوق . ( 13 ) آ : ندارد و زيادت از روى ب ، ن ، ل . ( 14 ) ب : ندارد . گ : عرش و قلب در ميانهء . ( 15 ) ل : برگ 42 الف . ( 16 ) ل : در بيان . ( 17 ) فوائح الجمال : ص 52 ، و الهمة ثمره الجمعية بل هى سرّ الجمعية و ضدّها التفرقة و لا نعمة كالجمعية و لا عذاب كالتفرقة ، و الجمعية لحوق القلب بالعرش او لحوق العرش بالقلب او التقاءها فى وسط الطريق .