نور الدين جعفر بدخشى
155
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
لاجرم خنّاس ديوى است « 1 » كه دايم درون « 2 » فرزندان آدم باشد و دفع نشود الّا به ذكر و استعاذه « 3 » ، قال اللّه تعالى :
--> - مگر آدم بكارى رفت بيرون * بر حوّا رسيد ابليس ملعون يكى بچه بدش خنّاس نام او * به حوّا دادش و برداشت گام او چو آدم آمد و آن بچه را ديد * ز حوّا خشمگين شد زو بپرسيد كه او را از چه پذرفتى ز ابليس * دگرباره شدى مغرور تلبيس بكشت آن بچه را و پاره كردش * به صحرا بردش و آواره كردش چو آدم شد ، دگر بار آمد ابليس * بخواند آن بچهء خود را به تلبيس درآمد بچهء او پارهپاره * بهم پيوست تا گشت آشكاره چو زنده گشت زارى كرد بسيار * كه تا حوا پذيرفتش دگربار چو رفت ابليس و آدم آمد آنجا * بديد آن بچهء او را همانجا برنجانيد حوّا را دگربار * كه خواهى سوختن ما را دگربار بكشت آن بچه را و آتش برافروخت * و زان پس بر سر آن آتشش سوخت همه خاكستر او داد بر باد * برفت القصه از حوّا به فرياد دگر بار آمد ابليس سيهروى * بخواند آن بچهء خود را ز هر سوى چو شد زنده بسى سوگند دادش * كه بپذير و مده ديگر ببادش كه نتوانم به دادن سر به راهش * چو بازآيم برم زين جايگاهش بگفت اين و برفت و آدم آمد * ز خناسش دگرباره غم آمد بگفت اين و بكشت آن بچه را باز * پس زان قليهاى زان كرد آغاز بخورد آن قليه با حوّا بهم خوش * وزآنجا شد بكارى دل پرآتش دگر بار آمد ابليس لعين باز * بخواند آن بچه خود را به آواز چو واقف گشت خناس از خطابش * بداد از سينه حوّا جوابش چو آوازش شنيد ابليس مكار * مرا گفتا ميسر شد همه كار مرا مقصود آن بودست مادام * كه گيرم در درون آدم آرام اين نوع روايات محتملا از اسرائيليات به عقايد مسلمين ترويج يافت رك به : دائرة المعارف اسلاميه تحت « ابليس » . ( 1 ) ب : ديوى است . گ : ديو است . ( 2 ) آ ، ن ، گ : بر دل ، ب : در درون . ( 3 ) ل : اشتغال به حق . ب : ندارد . النووى ، ج 5 ، ص 42 ، كنز العمال ، ج 1 ، ص 63 . التعوذ من الشيطان .