نور الدين جعفر بدخشى

138

خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )

فى النّار الف سنة و تضرب كل يوم الف سوط من الجوع و الف سوط من العطش ثمّ اخرجها و قال لها من أنا و من أنت ؟ قالت : أنا العبد الضعيف العاجز « 1 » المسكين و أنت لا إله « 2 » الملك الجبار لا إله الّا انت هذا و كما جاء « 3 » . و بعضى از حكماء و علماء مىگويند كه نفس جسم لطيف است و بعضى مىگويند كه مخلوقى « 4 » است از ملكوت سفلى مثل شياطين كه طبع ايشان نيز « ابا و استكبار » « 5 » اقتضا كند چنانچه طبع نفس كما جاء فى الشرع « 6 » : « إنّ اللّه تعالى « 7 » لمّا « 8 » خلق ( آ : برگ 42 الف ) ( ن ) « 9 » النفس ، قال لها : اقبلى ، فادبرت ، و قال لها ادبرى ، فاقبلت « 10 » . پس ( ت ) نفس ضد عقل آمد تا داعى بود بشرور چنانك « 11 » عقل و روح مخلوق است از ملكوت علوى تا داعى به خيرات « 12 » باشد و بعضى ( ل ) « 13 » گفته‌اند كه نفس چهار است و بعضى سه گفته‌اند « 14 » و بعضى دو گويند و ليكن صحيح آن است « 15 » كه نفس يكى است و اطلاق اسامى كثيره بر نفس به حسب كثرت صفات اوست « 16 » در منازل مختلفه .

--> ( 1 ) ل : الفاجر . ( 2 ) گ : و انه الا له . ( 3 ) ب : حاشيه برگ 38 الف يعنى حضرت حق تعالى هرگاه كه آفريد نفس را گفت كيستم من و كيستى تو ؟ و گفت من من و تو تو . بعده مأمور گشت نفس كه معذب گردد در دوزخ به هزار سال بعده كشيدند ديگر ، پس بدر آورد او را و گفت مر او را درآ كه كيستم من و كيستى تو ؟ گفت من من و تو تو ، پس امر كرد او را كه محبوس گردد در دوزخ به هزار سال و زده شد هزار تازيانه از گرسنگى و هزار تازيانه از تشنگى بعده درآورد او را و گفت كه كيستم من و كيستى تو ؟ گفت من بنده ضعيف عاجز مسكينم و تو الهى پادشاهى جبارى كه نيست شيخ الهى مگر تو . ( 4 ) ل ، گ : مخلوق است . ( 5 ) قرآن مجيد 2 : ( سورة البقرة ) : 34 . خواجه عبد اللّه انصارى ، كشف الاسرار و و عدة الابرار ، ج 1 ، ص 145 . ( 6 ) ل : الشرع . ( 7 ) ن : ندارد . ( 8 ) آ : ندارد . ( 9 ) ن : برگ 105 الف . ( 10 ) ب : حاشيه برگ 38 ب يعنى هرگاه كه اللّه تعالى آفريد نفس را گفت كه پيش او پس رفت و گفتش كه پس رو ، پيش آمد ، ت : برگ 36 الف . ( 11 ) گ : چنان كه . ( 12 ) ل ، ن : بخير . ( 13 ) ل : برگ : 30 الف . ( 14 ) گ : عبارت « و بعضى سه گفته‌اند ، ندارد . ( 15 ) گ : اين است . ( 16 ) ل : صفات است .