نور الدين جعفر بدخشى
پيشگفتار 1
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
پيشگفتار مولوى رومى در نهايت دردمندى گفته بود كه « انسانم آرزوست » و حكيم امّت ، شاعر مشرق علّامه اقبال ( ره ) در آرزوى همين انسان ، مثنوى « اسرار خودى » و « رموز بيخودى » را سرود و در اثر معروف خود « جاويدنامه » پير رومى را رفيق راه ساخته و سير افلاك كرد . اين فيلسوف شاعر در سفر روحانى خود با ارواح شخصيتهاى بزرگى از جمله سيّد والامقام شاه همدان مير سيّد على همدانى ( ره ) همراه گرديد ، كه در فكر و نظر اقبال « محرم اسرار شاهان » و « مرشد معنىنگاهان » بوده و انسان را به رموز انسانيت آشنا كرده و به حق پرداختن آموخته است . كتاب خلاصة المناقب به معرفى اين شخصيت عظيم و سيّدالسادات كه « معمار تقدير أمم » بوده پرداخته است . يعنى كتاب خلاصة المناقب در شرح احوال و آثار و تعليمات سيّد على همدانى ( ره ) المعروف به شاه همدان است كه در جهان تصوف و فتوت اسلام ، معرفت و عرفان مقام شامخى و درجهء ارجمند و بلندى احراز كرده و از مشاهير زمان خود بوده است . حرمت و تقدسى داشته كه كمتر از بزرگان اسلام را دست داده است . تاريخ زندگانى هفتاد و دو سالهء او موضوعى بس سودمند و دلپذير مىباشد كه هم عالم روحانى و هم عارف ربّانى ، خودبين ، خدابين و جهانبين و از طرف ديگر جهانگرد ، نويسنده ، شاعر و از همه بالاتر يك نابغهء ايرانيست كه هر كجا رفت و رخت سفر بست ، امامت و قيادت كرد ، ارشاد و وعظ گفت ، مسجد و خانقاه بنا كرد كه مهمترين فعاليتهاى تبليغى و تدريسى در آن انجام مىگرفت و هنرها از قبيل كلاهبافى ، شالبافى ، ابريشم و سنگتراشى معمارى و خشتسازى و چوبكارى و غيره مىآموخت و تقريبا سى و دو خانقاه از ختلان تا بلتستان و كشمير بنا كرد كه همهء آنها مراكز دين و