امير حسن علاء سجزى دهلوى

47

رساله مخ المعانى ( فارسى )

ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ قسمش خورده - اجماع مفسرين بر آنست كه سوگند قاف در قرآن يا قسم بقدرت باشد و يا قسم به كوه قاف كه گرداگرد جهان را احاطه كرده ضامن بقا و نفع عالم باشد : خ خ مىگويد خ خ روزى طاوس ملائكه به حضرت پيغامبر رسيد و فرمان رسانيد اى سيمرغ قاف قل ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ - سبحان الله اشارتى كه ميان محب و محبوب باشد فلك و ملك را بر آن وقوف نيفتد : عين زر معرفت به جيب تو نهد * گر دست زنى چو قاف در دامن عشق همين معانى را خاقانى منشرح‌تر نوشته يعنى صورت ع ، ش و ق در سر نقشى عشق نقش الف و لام و ميم در دل يعنى الم - با وجود اين الم ، دين عشاق را بقاى كه هست از خ ق عشق است كه چون كوه قاف به احاطهء كل آفاق حكم مىكند كه قاف عشق نيز چون كوه ، قاف تا قاف ، در حيطهء حكم خود آورده است -