مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
51
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
يا كون ، جامع انسان بود ؛ چنان كه گفت ، و إن شئت قلت أن يرى عينه فى كون جامع يحصر الأمر كلّه ، لكونه متّصفا بالوجود ، و يظهر به سرّه إليه . « ان يرى اعيانها » و « ان يرى عينه » متعلّق است به مشيّت ، يعنى : لما شاء الحق ان يرى . و مراد از « اعيان » يا : « اعيان ثابته » است ؛ و آن صور حقايق اسماء الهى است ، كه در حضرت علمى است . . يا : خود نفس اسماء الهى است ؛ كه ارباب ماهيّات و اعيان خارجىاند . . يا : خود اعيان خارجى مراد باشد . و مراد از « إن شئت قلت أن يرى عينه » عين حق باشد ؛ كه ضمير مفرد مذكر به حقّ عايد بود . يعنى : خواه بگويى كه : مراد از آفرينش ، ديدن اعيان ثابته بود در علم ، يا : ديدن اسماء اعيان ثابته ، يا : ديدن اعيان خارجيّه ، يا : خود ديدن عين خود مراد بود ، كه همهء يكى است ؛ چرا كه جميع در حضرت احديّت عين ذات است ؛ و در حضرت واحديّت ، از وجهى ، عين ذات است ؛ و از وجهى غير وى . . « و فى كون جامع » متعلّق است به « أن يرى » . و « كون » به اصطلاح اين قوم عبارت است از « وجود عالم » از آن روى كه عالم است ، نه به اعتبار [ ى ] كه حق است ؛ پس بمعنى « مكوّن » بود اسم مفعول . و مراد از « كون جامع » وجود إنسان كامل است ؛ كه آن آدم است - عليه السّلام - و لكونه متّصفا متعلّق است به يحصر الأمر . پس ، علّت ، حصر باشد . يعنى : كون جامع كه آدم است ، حاصر شأن اسماء است ، از آن جهت كه : كون متّصف است به وجودى . و مراد از « وجود » ، اين وجود مسبوق به عدم است ؛ كه وجود آدم آدم و عالم ، دو اعتبار دارد : يكى : من حيث ذاته ؛ و آن نبود و پيدا شد .