مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
50
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
اگرچه مقتضى ذات است ، امّا ، لا من حيث هى هى ؛ بلكه من حيث محبّته « 9 » الذّاتية كه « فأحببت أن اعرف » حكايت از آن است ؛ و از اين جهت ، مشيت حقّ را مقيّد گردانيد بقوله : « من حيث أسماؤه الحسنى » و « اسماء حسنى » را مقيّد گردانيد به « الّتى لا يبلغها الإحصاء » ؛ تا بدانند كه : مراد اسماء كلّيّه و جزئيّهء نامتناهيه است ؛ نه كلّيّات متناهيه ، كه آن نود و نه نام است ، كه احصاء آن مستلزم دخول جنّت است . « و لمّا » كه حرف شرط است جواب آن . يا اينست كه : فاقتضى الامر « 10 » ؛ و « فاء » در جواب ، از آن درآورد ، كه جملهء معترضه [ كه آن « و قد كان الحق » است تا به آخر . ] ميان شرط و جزاء واقع شده . يا جواب وى محذوف است ؛ و در اين تقدير است كه : « لما شاء الحقّ أن يرى عينه « 11 » فى كون جامع يحصر الأمر لكونه متّصفا « 12 » بالوجود ، و « يظهر به سرّه أوجد آدم « 13 » » جواب « لمّا » باشد ؛ و اين وجه اظهر است ؛ و « لمّا » در اين موضع بطريق مجاز گفته باشد ، كه « لمّا » دلالت كند بر آنكه مشيّت نبود ، و پيدا شد ؛ و مشيّت حق ازلى و ابدى است . و حاصل اين كلمات آن است كه : مشيّت حق - تعالى - من حيث الأسماء ، تقاضاى ايجاد عالم انسان كرد . و اين خليفه كه آدم نام اوست « مقصود ايجاد » گشت اوّلا - در علم ؛ و آخرا در عين . و علّت غايى در اين ايجاد آن بود كه : بذات خود ، خود را در آينهاى كه جامع باشد مر همهء اسماء و صفات [ را ] خود ببيند ؛ يا اسماء و صفات خود را در آن كون جامع ببيند ؛ و آن آينه
--> ( 9 ) - ن : حيث محبة ( ك ) . ( 10 ) - ر ك : قطعهء پنجم بعدى ( از متن فصوص ) . ( 11 ) - ن : اعيانها ( ت ) . ( 12 ) - ن : مقتضيا ( ك ) . ( 13 ) - آدم جامع ( ش ) - رجوع شود به قطعهء بعدى ( از متن فصوص ) .