مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

40

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

كرديم ، و همهء ايشان هر يكى به عبارت خويش آن را ستايش كردند . و از جملهء آن : در زمان مسافرت ، در سراى بركه - حماها اللّه تعالى - بحضور نوربخش ولىّ اللّه الوالى ، خلاصة نتائج الايّام و اللّيالى سرّ اللّه في الارض ، شيخ الاسلام ، - قطب الانام - محمد التميمى - ادام اللّه تعالى ايّام حياته لارشاد الطّالبين - مشرّف گشتم و از لفظ مباركش شنودم كه فرمود : وقتى در شيراز بودم در سر روضهء منوّره قطب الاولياء ابو عبد اللّه الخفيف - قدّس سرّه - و از لفظ شيخ المشايخ بهاء الدين تبريزى - رحمة اللّه عليه - [ كه در وقت خود ، از كبار عرفاء بود ] شنودم كه : رسول را - صلعم - در واقعه ديدم و كتاب « فصوص الحكم » را به حضرت وى خواندم ؛ يا آنكه گفت : مشكلات فصوص را از حضرت رسالت پرسيدم ، و جواب شنيدم و بر معانى آن واقف و عارف گشتم . اين اخبار و آثار نزد اين ضعيف خاكسار ، و آن‌كس كه دارد ، بر حالت اين طايفه اقرار مؤيّد سخن شيخ است - رض - . و محقّق است كه او - رض - اين كتاب به امر رسول - صلعم - ساخته است ؛ و معانى و اسرارى كه در وى [ مكنون و ] مندرج است ، حقّ است « وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ . » و لست بنبىّ رسول ، و لكنّى وارث ، و لآخرتى حارث . شيخ - رض - به فراست دانست كه چون او ، اين سخن بگويد ، و اين كلمات بنويسد ، طايفه‌اى كه محجوبان‌اند ، او را متّهم گردانند . يا آنكه گويند : دعوى نبوّت كرده است . چرا كه : ايشان نمىدانند كه مخصوص گشتن شيخ به اين كار و اظهار كردن او ، اين حال « 44 » ، از آن ، بود ، كه او را در عين غيب ، به حضرت رسالت مناسبتى بود ؛ و احكام وجودى « 45 » تابع [ احكام ] عينى غيبى

--> ( 44 ) - ن : اين حال و اسرار ( ش ) . در چند سطر پيش‌تر آيه « و فوق . . . » ( س 12 - 76 ) ( 45 ) - ن : وجودى جمال ( ش ) .