مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
32
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
نام نهاده و نزد اهل تحقيق ، هر اسمى را با مسمّا نسبتى باشد . جواب گوييم كه : مناسبت آن است كه به ارواح انبياء ، منزل شده ، و معنى « فصّ » خلاصه است و « نگين » ؛ و در اين عبارت و تسميه ، اشارتى لطيف است ؛ و آن اين است كه : مراتب تنزّلات و معراج وجود « 23 » ، دورى است ؛ پس مراتب ، مشبّه باشد به حلقهء خاتم ؛ و دل انسان كامل ، به مثابهء نگين آن خاتم باشد ؛ و محلّ نقوش حكم و اسرار باشد ؛ چنان كه نگين ، محلّ نقش است . و دليل بر اين كه نگين خاتم وجود انسان ، دل است ، آن است كه : در آخر فصّ اوّل ، شيخ فرمود كه : « فصّ كلّ حكمة الكلمة الّتى تنسب اليها » و مراد از « كلمه » دل آن « كامل » است كه آن فصّ به وى منسوب است ، و اگر سائلى پرسد كه : چون رسول - صلعم - او را ، در خواب ، اين كتاب بنمود و فرمود : « خذه منّى » و شيخ چون بيدار شد ، اين كتاب [ را ] املا فرمود و نبشت ، عبارت نيز ، عبارت رسول است يا نه ؟ جواب گوييم كه : مراد از « خذه منّى » نه آنست كه : كتاب محسوس موجود در خارج بستان ؛ كه چون بيدار شد ، با وى ، هيچ كتاب نبود ؛ بلكه فرمود وى را كه اين معانى و اسرار در سرّ و غيب ، از من فراگير ؛ و به عالم محسوس شهادت بر ؛ و در كسوت تقرير و تحرير ، درآور ؛ و به عبارتى مناسب ، از آن تعبير كن ؛ تا چون اهل كمال ادراك آن معانى كنند ؛ سبب انتفاع و ارتفاع ايشان گردد . فحقّقت الامنيّة ، و أخلصت النّيّة و جردت القصد و الهمّة الى ابراز هذا الكتاب كما حدّه لى رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و سلّم - من غير زيادة و لا نقصان . پس آن آرزو را محقّق گردانيدم ؛ و در خارج آن را تقرير و تحرير كردم ؛
--> ( 23 ) - ن : تنزلات و مبدأ و معاد ( نت ) .