مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
31
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
كه آن را با موصوف وى ، كه « ارض » است ، استعمال نكنند و نگويند : ارض بطحاء . و قوله : « محروسة » متعلّق است به « رأيت » يعنى : رأيته في محروسة دمشق « 21 » . فقلت : السّمع و الطّاعة للّه و لرسوله و أولى الامر منّا كما امرنا . يعنى : بعد از آنكه رسول را - صلعم - بخواب ديدم ، و مرا امر فرمود كه : « اين كتاب را بستان و به ميان مردمان بر ، تا به آن انتفاع يابند » من گفتم كه : « فرمانبردارم خداى - تعالى - را و رسول او را ، و أولو الأمري كه از ما باشد . » قوله : « السّمع و الطاعة » منصوب است ، با آنكه مفعول مطلق است ، و فعل از وى محذوف است ، يعنى : سمعت السّمع و اطعت الطّاعة للّه كه ربّ الارباب است ، و « لرسوله » كه قطب الأقطاب است . « و اولى الامر منّا » كه او نيز از زمرهء اولياء و احباب است . و « كما امرنا » بيان انقياد است مر طاعت خدا و رسول و اوليالامر [ را ] . و عارف در اطاعت اوليالامر و رسول از آن جهت ، مطيع و منقاد است ، كه او در هر مظهرى حق را مىبيند كه در مقام تفصيل آمر ، اوست ، چنان كه در مقام جمع ، آمر هم اوست : و حكماء متقدّمه كه ايشان فرمانبردارى رسل نمىكردند ، و خداپرستى ، به خود ، مىكردند ، و مقلّد رسل نمىگشتند ، از آن بود كه هر چند ، حكيم و دانا بودند ، امّا كمال توحيد ذاتى و عرفان حقيقى نداشتند كه اوامر رسول را اوامر غير مىپنداشتند ، و ندانستند كه : آمر در مظهر تفصيلى ، همان آمر در مقام جمع است ، و نصّ قرآن ، بر اين معنى ناطق : قال اللّه - تعالى - « مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ » « 22 » . و اگر سائلى پرسد كه : رسول - صلعم - اين كتاب را « فصوص الحكم »
--> ( 21 ) - در اينجا ، نسخهء ( ش ) چند سطر اضافه دارد ، كه چون در هيچ نسخهء ديگر نبود و معلوم مىشد كه تصرف كاتب است صرف نظر گرديد . ( 22 ) - ق ( س 4 - 80 ) من .