مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
30
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
كتاب ، فقال لى : هذا « كتاب فصوص الحكم » ، خذه ، و اخرج به الى النّاس ينتفعون به . سبب اظهار اين كتاب ، و معانى مكشوفه بر شيخ - رضى اللّه عنه - و كيفيّت ظهور و اطّلاع او بر آن بيان مىكند ، كه : در خواب ، نموده شد ، به وى جمال رسول - صلعم - در اين تاريخ مذكور ، به محروسهء دمشق - حرسها اللّه عن الآفات - در صورتى كه با وى ، كتابى بود ، و او را گفت كه : « اين كتاب فصوص الحكم است ، اين را فراگير ، و در ميان مردمان بيرون آور ، و بنماى ، تا بخوانند و بدانند ، و به آن انتفاع يابند » پس ، بنابراين مقدّمه ، شيخ - رضى اللّه عنه - در افشاى اين اسرار و خطاب و ابراز و اظهار اين كتاب ، از حضرت رسالت ، مأمور باشد ؛ و الّا افشاى اين اسرار نفرمودى ؛ كه اولياء اللّه امناء اللّهاند ؛ و بر ايشان تستّر احوال و كتمان اسرار لازم باشد ؛ خاصّه نهان داشتن چنين معانى غريبه ، و اسرار عجيبه . . امّا چون اين واقعه ، از شايبهء ريب ، خالى بود ، و به زيور يقين حالى ، به حكم حديث « من رآنى فقد رأى الحقّ فإنّ الشّيطان لا يتمثّل به صورتى ( و فى رواية : لا يتمثّل بى ) » و بيننده ، صاحب كشف بود ، و مميّز خواطر رحمانى از خواطر شيطانى ؛ پس اظهار آن ، چنان كه بود ، ضرورى شد ، و « المأمور معذور » و مؤيّدى ديگر بر تحقيق اين معنى ، و اعتماد بر آن حديث ، اعتبار مبشّرات است ، در آن قصّه كه رسول - صلعم - خبر فرمود كه : « بعد از من ، وحى از عالم منقطع گردد ، الّا المبشّرات ، فقالوا : و ما المبشّرات ؟ يا رسول اللّه - قال : الرّؤيا الصّالحة يريها المؤمن » و ما را در ايمان ، و كمال ايمان شيخ - قدّس سرّه - هيچ شبهتى نيست . و نيز « اريتها » بصيغهء مجهول بيان كرد ، تا اشاره باشد بر آنكه ، او را در آن غرض نفسانى ، نبوده ، و از خيالات شيطانى مبرّا بوده . و « مبشّره » صفت موصوف محذوف است ، يعنى : « رؤياى مبشّره » ، و اين از آن الفاظ است كه آن را با موصوف وى ، استعمال نكنند ؛ همچنانكه « بطحاء »