مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
25
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
مىگردد ، حقّ - عزّ و علا - چون از مرتبهء احديت - كه لا تعيّن لها و لا نعت لها است - تنزّل فرمود به مرتبهء واحديت بهواسطه نفس رحمانى ، انبساط وجود جميع موجودات فرمود ، پس ، از آن جهت اعيان موجودات را « كلمات » خوانند . يا : گوييم كه از آن سبب ، انبياء را « كلم » خواند ، و هر يك از موجودات را « كلمه » گويند ، كه ايجاد هر يكى را بواسطهء كلمهء « كن » فرمود ؛ كه : « إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » « 6 » ، پس اطلاق سبب كرده باشد ، و مراد ، مسبّب باشد . « بأحديّة الطّريق الأمم » با [ در بأحديّة ] : سببيّت را است ؛ يعنى : بسببيّت اتّحاد الطّرق ، و متعلّق است به « شبه فعل » كه آن « منزّل » است ، يا : بمعنى « فى » باشد يعنى : فى احديّة الطّريق ، يا : بمعنى « ملابست » باشد ، يعنى : ملتبسا بأحديّة الطّريق . و « أمم » بفتح همزه ، يعنى : راست . و حاصل كلام آن باشد كه : سپاس و ستايش اللّه را كه فروفرستندهء حكمتهاست بتدريج ، بر دلهاى انبياء و اولياء ؛ از براى يكى گردانيدن راه راست . . و معنى « اتّحاد طريق امم » آن است كه به صراط مستقيم - كه آن توحيد ذاتى است - برسند . و دين حق ، و راه راست - كه همهء انبياء و اولياء بر آن بودند - آن است كه : نصّ قرآن بر آن ناطق است ، قوله تعالى : « قل تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ » « 7 » ، و از اينجا بود كه : هر نبىّ و ولىّ لاحق ، در توحيد ، تصديق نبىّ و ولىّ سابق كرد ، و در آن ، هيچ اختلافى واقع نشد ؛ بلكه اختلافى كه ايشان را بود ، در جزئيّات احكام و فروع بود ، بحسب زمان و اهل آن ؛ نه در كليّات و
--> ( 6 ) - ق ( س 36 - 82 ) انما . ( 7 ) - ق ( س 3 - 57 ) قل - در قرآن چنين است : قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا . .