مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

26

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

اصول آن ، و آنچه حقّ - جلّ و علا - فرمود كه : « لكلّ منهم جعلنا شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً « 8 » » ، و اوليا گفته‌اند كه : « الطّرق إلى اللّه بعدد أنفاس الخلائق » ، دلالت مىكند بر مناهج مختلفه ؛ و چون همه منتهى مىگردد به حق ، پس ، همه طريق مستقيم باشد . ليكن مراد از طريق مستقيم ، طريق خاصّ است كه آن عبارت است از : استهلاك كثرت طريق سالكين از انبياء و اولياء در وحدت طريق مستقيم محمّدى و شريعت محمّدى بدليل نصّ كه : « وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ » « 9 » . . . و قوله تعالى : « إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ « 10 » » . من المقام الاقدم ، و ان اختلف النّحل و الملل ، لاختلاف الامم . قوله « من المقام الاقدم » ، متعلّق است به « منزّل الحكم » يعنى : تنزيل حكم از مقام اقدم است ، يعنى : مرتبهء احديّت ذاتى ، كه آن حضرت علمى است كه منبع فيضان اعيان است ، و استمداد هر يك . و اگر چه مراتب ذات ، همه قديم است و هيچ از آن محدث نيست . امّا عقل بحسب آنكه بعضى را از اسماء و صفات به بعضى مستند مىگرداند ، حكم به قديم و اقدم مىكند ؛ مثلا حضرت علمى حق - تعالى - اقدم باشد ، از حضرت عينى ، چرا كه ، اوّل مرتبهء علمى است . و ثانى مرتبهء عين . و همچنين در اسماء او - جلّ جلاله - قديم و اقدم باشد . مثلا : ممكن نيست كه مريد باشد ، الّا بعد از آنكه عالم باشد ؛ و ممكن نيست كه عالم باشد ، الّا بعد از آنكه حىّ باشد ؛ پس چون اراده مستند باشد به علم ، و علم به حيات ، حيات أقدم باشد ، بلكه همهء صفات و اسماء [ را ] چون نسبت دهيم با ذات احديّت البتّه ذات ، اقدم باشد ، تا اسماء و صفات ، به وى مستند تواند بود . از اين سبب به صيغهء افعل تفضيل گفته .

--> ( 8 ) - ق ( س 5 - 48 ) لكل - در قرآن چنين است : لكل جعلنا منكم . ( 9 ) - ق ( س 3 - 85 ) و من يبتغ . ( 10 ) - ق ( س 3 - 19 ) ان .