مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

17

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

و غير مجرّده را مثالى هست كه به حواسّ باطن ، ادراك آن توان كرد ؛ و كشف ارباب كشوف ، از آن عالم است ، پس وجود حق را تنزّلى ديگر است ، از عالم ملكوت به عالم ملك ، كه آن ، ظهور هويّت او است ، در مظاهر صور مختلفه ؛ و ابتداى آن ، از عرش و كرسى و اجسام عنصرى و سماوى ، و صور مركبّات : از معادن و نبات و حيوان ، كه انتهاى « عالم ملك » است . پس وجود حق را ، جلت قدرته ، تنزلى ديگر است به عالم انسان ؛ و آن آخر مراتب تنزلات است ؛ و از اين واضح‌تر گفتن ، نمىشايد ، و غيرت حق ، كشف غطا را نمىگذارد ، و اكابر محققين - رحمة اللّه عليهم اجمعين - از اين زياده گفتن ، رخصت نداده‌اند و ليكن ، تفاصيل اين مباحث ، در آن « مقدمهء ديگر » به قدر امكان ، گفته شده است ؛ و آنچه اينجا گفتيم مجمل آن است ، و اين نيز ، نه قدر توان اين ضعيف ناتوان است . و در اين مجمل نمودن و اين كمترين بندگان حق ، مهمان خوان احسان زبدهء ارباب عرفان شيخ كمال الحق و الدين قاشانى - عليه الرحمة و الغفران - است . بنابراين تقرير و تحرير ، بايد كه ترا روشن گردد ، بر ضمير كه : عوالم كليه و حضرات اصليه پنج است : اول : غيب مطلق ، كه آن عالم اعيان ثابته است . دوم : عالم جبروت . سوم : عالم ملكوت . چهارم : عالم ملك . و پنجم : عالم انسان كامل . و تنزلات چهار است : يكى : عقل اول ، و مراتب آن عقول و مجردات باشد ؛ و بعد از آن : نفوس منطبعة ، و مراتب آن ، از هيولاى كلّيّه است تا صور