مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
328
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
قوله « من الكافرين » متعلّق است به « لا تذر » ؛ اى لا تدع . و مراد از « كافرين » ساترين است . و « طلبا » به تمييز منصوب باشد ؛ يعنى : لأجل طلبهم منه ستر وجوداتهم . و قوله « ديّارا » بقيّهء آيت سابقه است كه : « لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً » « 194 » . و « ديّارا » مفسّر است به أحدا . يعنى : نوح - ع - در دعاء عليهم چنين گفت كه : پروردگارا ! رها مكن بر روى زمين از اين پوشندگان به وجودهاى خويش ، وجود حق را ؛ چنان كه افعال و صفات حق ، به افعال و صفات خود بپوشيدند ، ذات را نيز خواستند كه بپوشند به ذات خود ؛ « وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ » « 195 » . و از غايت آنكه تا آواز داعى الى اللّه نشنوند ، انگشتها در گوش نهادند ؛ و قبول دعوت را قابل نگشتند كه : « و جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ » « 196 » ، و از جهت آن ، چنين كردند كه : طلب ستر وجودىهاى خويش مىكردند ؛ تا تعين ايشان از ميانه برخيزد ؛ و ذوات منسوبه به ايشان به سمت فنا موسوم گردد ؛ كه بقاء ابدى ، در فناء صورى ، تصوّر كرده بودند . و اين طلب از آن خاست كه : دعاى نوح متضمّن معنى ستر بود ؛ كه مستفاد است آن ، از قوله ؛ « ليغفر لهم » ، و غفر در لغت عرب ، پوشش است ؛ پس قوله « لانه دعاهم » علّت باشد مر قوله « طلبا للستر » . و دعاى نوح بر ايشان اگرچه اين بود كه : يكى از ايشان بر روى زمين نماند ، كه : « لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً » « 197 » ، امّا اگر مؤول گويد كه : مراد از ديّارا « أنانيّت وجود » است . يعنى : اوئى او در ديار وجود او به مانند هيچ كسى را ؛ تو اين نعمت . تمام عام را عام گردان « 198 » . چنان كه دعوت عامّ است . تا هيچكس نماند كه او از اين
--> ( 194 ) - ق ( س 71 - 26 ) لا تذر . ( 195 ) - ق ( س 71 - 7 ) و استغشوا . ( 196 ) - ق ( س 71 - 7 ) و جعلوا . ( 197 ) - رك : حاشيه 194 . ( 198 ) - ن : هيچ كسى را تا اين نعمت تمام عام گردد چنان كه ( ش - ت ) .