مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
305
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
بيان مىفرمايد آنچه فرموده كه : وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً « 148 » . و مىگويد كه : در مكرى كه قوم نوح كردند ، يكى ديگر [ اين بود ] كه : در وصيّت مبالغه كردند با قوم خود ، كه : زينهار ! كه آلههء خود را از دست رها مكنيد . و اين بتان ود و سواع و يغوث و يعوق و نسر « 149 » نام را بمانيد ، و ملازمت عبادت ايشان كنيد . و مكر در اين آن بود ، تا نوح از اين سخن [ كه خلاف مأمور است ] متغيّر شود . و دعا بر ايشان زودتر كند . تا از قيد تعيّن خويش به فناء جسمانى باز رهند . و مكر ديگر [ كه مفهوم لا تذرن الهتكم الى آخره ، است ] آن است كه : شيخ به آن اشاره مىفرمايد كه : اگر ترك كردندى بتان خود را ، به قدر ترك خويش ، جاهل بودندى به مظهرى از مظاهر حق . چرا كه : مدّعاى محقّق اين است كه : در هر ذرّهاى از ذرّات كائنات و با هر موجودى از موجودات . حق تعالى را وجهى از وجوه ظاهريّه است ؛ يعنى : هيچ نيست كه نه مظهر وجود او است . چرا كه : بىوجود او ، هيچ موجود ، موجود نيست . و اين معنى نداند ، مگر كسى كه : داند كه : حقّ است كه در صور متعيّنات ظهور كرده . و اگر قايلى گويد كه : پس عبدهء اصنام همه بر حق بودند ، و هيچ باطل نپرستيدند ؟ جواب گوئيم كه : حقيقت « 150 » پيش آنكسى باشد كه داند كه : آن مظهر ، مقيّد است و حق را در مظهر مقيّد ، محصور نتوان داشت ؛ كه گوئى : اين حقّ است و جز اين نه . كه او نامحدود است و احاطت بر آن محال .
--> ( 148 ) - ق ( س 71 - 22 ) و مكروا . ( 149 ) - ر ك : ق ( س 71 - 23 و 24 ) . ( 150 ) - ن : كه حقيقت ( ك ) .